تبليغاتX
افسانه شجاعان و عقابهای مبارز
 

نظر فنچینیان:

سلام به تمام دوستان خوبم.
بحثهای خوبی انجام شده و تمام گفتنی ها گفته شده و من فقط نظر خودم را میگم.
میخوام اول از رن وشین شروع کنم . شیشی دافا یا Star-sucking  کنگفویی شناخته شده در افسانه های چینی است...روشی غیر جوانمردانه که در واقع تمام نیروی حریف را جذب میکند(درسریالهای نفر اول جهان و هشتمین اژدهای آسمان) از این کنگفو به کرات افراد منفی سریال استفاده کرده بودند.

روش ای جین جین روشی باستانی و بسیار قدرتمند معبد شائولین در هنرهای رزمی است و میتوان از آن به عنوان کاملترین و قدیمترین فنون نام برد که در صورت فراگیری کامل بر آن بر اساس آموزشهای بودا به بالاترین مراحل هنرهای رزمی دست یافت.

روش تائیچی(فرقه ودان) هم همانند روش ای جین جین یک روش باستانی و کاملا قدرتمند است که در دنیای هنرهای رزمی از اعتبار خاص و ویژه ای برخوردار است یادگیری این فنون احتیاج به روح و قلبی پاک دارد که هر کس دارای این خصائل نیست.(اینها هنرهایی هستند که معمولا در اساس کار افسانه های رزمی چینی قرار دارند)
اما در مورد شمشیر زنی شماره 9 داگو:احتمالا با واژه طی العرض آشنایی هستید.
(جابجایی بدون فوت وقت از نقطه ای به نقطه دیگر) استاد فن چینیان با قلب پاکی که داشت به این مرحله از این روش رسیده بود که در ابتدای داستان قبل از آموزش لینخو چشمه هایی از آن را دیدیم.و لینخو هم در پایان داستان تا حدودی این روش را کامل کرده بود و دلیل اصلی اینکه چرا یوئه با آن قدرتش که رن و شیان را از پا در آورده بود در مبارزه با لینخو مجالی برای دفاع نداشت همین مسئله طی العرض بود.
مسئله نیروی درونی و هنرشمشیرزنی در کنگفو به تنهایی و تفکیک آنها از هم ناقص است و این دو مکمل هم هستند و از نظر من کوی خوی آبادین با اینکه روشی ناپسند و شیطانی بود ولی از سایر روشها از تکامل بیشتری برخوردار بود و هنر شمشیربازی شماره نه داگو به تنهایی با آن برابری نمی کند.(البته به شرطی که شخص مورد آموزش این روش شیطانی هم به تمام فنون آن تسلط کامل داشته باشد.)
در مورد خانم نظر ممن اینه که روشهای او با یوعه فرق میکرد و نسبت به یوعه بسیار شجاعتر بود ولی نمیدونم دلیلی مقایسه او با زومین چیه؟روش خانم خاص بود ولی قابل برابری با یوعه و زومین و حتی دین ای نبود.
رن خیلی جاه طلب و مغرور بود و از هیچ کس ترسی نداشت من فکر نمیکنم تا قبل از اون مبارزه در معبد شائولین با روش مخصوص این معبد دستوپنجه نرم کرده باشد ولی من هم با نظر دوست خوبمان Wanderer flutistموافقم که روش شائولین در مقابل روش رن برتری داشت.روشهای شائولین سر آمد تمام روشهای دیگر است و این روش را میتوان روش مقابل کوی خوی آبادین برشمرد و در مجموع اگر فانجان کمی محتات تر و جدیتر مبارزه میکرد چه بسا که رن و پیروانش 10 سال در معبد ساکن میشدند.(البته این به این معنا نیست که فانجان حریف دون فان بوبی میشد)
مبارزه رن با فانجان را میتوان با مبارزه 4نفر با دون فان مقایسه کرد (این دلیل منه که چرا میگم هیچکس حریف دون فان نبود): در مبارزه رن و فانجان درسته که زیاد برتری از هیچکدام از دو طرف مشهود نبود ولی رن با استفاده از فرصت به دست آمده بر فانجان فائق آمد ولی در مبارزه دون فان مبارزه یکطرفه بود و دون فان با اینکه دشمن را دست کم گرفته بود به خوبی از پس آنها بر آمد و جالب اینجاست که دون فان در تمام طول مبارزه حتی یک بار هم ضربه ای را متحمل نشد و در عوض بارها به حرفان اصلی لینخو و رن ضربه وارد کرد که اگر به ازای هر ضربه دست یا پای دون فان ضربه شمشیر قرار بود به کار برده شود مطمئنا این دو قطعه قطعه میشدند ... در مجموع تمام حرف من اینه که دون فان از قابلیتهای دیگر کوی خوی آبادین و هنر شمشیرزنی این روش تا لحظات پایانی زندگیش استفاده نکرد.

یک بحث دیگه را هم میخوام در مورد کنگفویی از زیرشاخه های هنرهای معبد شائولین را باز کنم:

روشی با عنوان ۱۸ پنجه اژدها:(جیانبان شیبادا)

روشی استثنائی از آموخته های معبد شائولین که از لحاظ نیروی درونی در جایگاهی بسیار بالا در هنرهای رزمی برخوردار است به طوری که میتوان گفت در بین هنرهای معبد شائولین حرف اول را میزند.(البته تاکید میکنم که در بین هنرهای معبد شائولین و نه روش ای جی جین با اتکا به آموزه های بودا)

در سریالهای افسانه عقابهای مبارز و هشتمین اژدهای آسمان نقش های اول به این فنون تسلط کامل دارند یا پیدا میکنند که در بین دیگر مبارزان سرآمد میشوند و عنوان رهبری جامعه جنگجویان را یدک میکشند.(اگر کسی در مورد این روش هم توضحات کاملتری داره برامون بنویسه)

شرمنده که نظرام بهم ریخته بود

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط فن چینیان در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 2:18 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظرات دوستان

 

نویسنده: امیر

با سلام خدمت همه دوستان و مدیر محترم سایت, به نظر من لینخو اول به ین ین احساس دین میکرد بعد عاشقش شد بعد از مبارزه شائولین هم لینخو تو غار خوابیده بود ین ین هم بالا سرش بود بعد از این که بهوش امد و یک سری صحبتها کردن و لینخو گفت من باید دینمو نسبت به تو ادا میکردم اخه تو جانت را برای نجات من به خطر انداخته بودی. ین ین هم بهش گفت من نمیخواهم جانت را فدا کنی من میخواهم یک جایگاه کوچیک تو قلبت داشته باشم که هیچوقت منو تنها نذاری, من فکر میکنم عشق واقعی لینخو نسبت به ین ین از اون جا شروع شد. بعد از ادای دین کردن لینخو, البته من نمیگم که قبلش به هم علاقه ای نداشتن,  ‌با تشکر این نظر من بود خوشحال میشم منو راهنمایی کنید.

 

نویسنده: Wanderer flutist

ضمن سلام و ادب خدمت تمامی برادران عزیز. همونطور که عرض کرده بودم الان در خدمتم تا متواضعانه در مورد رده بندی ای که خدمتتون عرض کردم مطالبی رو ذکر کنم.

آیا Ren Woxing فراتر از چونگ شو و فان جان است؟ عرض کنم که چونگ شو و فان جان در واقع ریاست گروه های شائولین و وودانگ را بر عهده داشتند که این دو گروه هم برترین گروه های رزمی کار در دوره زمانی رمان هستند. رن ووشین اعلام می کند که برای سه نفر احترام خاص قائل است: اول دون فان بوبای و دو نفر دیگر این دو استاد ( نفر سوم که استاد فن چینیان بود؟؟!! ) می باشند. در مورد چونگ شو اگرچه با رن بوشین مبارزه ای نداشت اما به نظر حقیر مهارت شمشیر همواره به استفاده از نیروی درونی Qi پیشی گرفته آن هم چه رسد به مهارت Taiji که چونگ شو رئیس گروه آن بوده است...

در مورد مبارزه رن بوشین با فان جان: در اوایل مبارزه برتری فان جان به صورت ضمنی مشاهده می شود تا اینکه فان جان برای نجات جان یوتانخای (چون نمی خواست در معبد خونی ریخته شود) خود را در وضعیت خطرپذیری قرار می دهد و رن بوشین از موقعیت سو استفاده می کند. روش Star-sucking رن ووشین روشی بسیار ناپسند شناخته می شده است.

علاوه بر این می بینیم که فان جان بعد از مبارزه از زیرکی رن ووشین سخن می گوید و چونگ شو به فان جان تذکر می دهد که نمی بایست همیشه دلرحم باشی. این یعنی فان جان در مبارزه با تمام قدرت مبارزه نکرد. در مورد صحنه نهایی مبارزه فان جان با رن ووشین نکته ای را عرض کنم: فان جان در واقع هرچند دیر اما نهایتا بر روش رن ووشین فائق آمد. از آنجا که رن ووشین بعد از پرتاب شدنش به کنار در حالی که متعجب است می گوید: “What a solution with Yijijin manuscript!” یعنی اینکه "دستنوشته ایجیجین چه راه حلی در بردارد! " پس می بینیم که در واقع راه حل مقاومت در برابر روش ناپسند رن ووشین در کنگفوی معبد شائولین نهفته است. اما فان جان دیر به این نکته رسید و هنگامی از آن استفاده کرد که نیروی درونی اش تخلیه شده بود.

 

نکته دیگر در مورد رن ووشین: او سبک جنوبی (قدرتی) استفاده می کرده است. یعنی استفاده از نیروی درون. مثل زومینگ جو و یوعه بوچون. در طول رمان شاهد برتری اساسی پیروان سبک شمالی (سرعتی) و شمشیرزنی هستیم. آنچنان که لینخو چون استفاده از نیروی درون را کنار می گذارد و از مهارت 9 شمشیر Dugo در بسیاری از مواقع استفاده می کند در حالی که او شاگرد حزب Qi (نیروی درون) گروه هوآشان است! لذا ذکر لقب بی رقیب برای رن ووشین به نظر این حقیر چندان مناسب نیست.

 

آیا خانم یوعه از زومینگ جو شکست می خورد؟

خانم یوعه در واقع رئیس اصلی گروه هوآشان است که قریحه اش بیشتر در سبک های سرعتی است تا استفاده از نیروی درون تا آنجا که روشی سرعتی ابداع می کند که بعدها معلوم می شود ریشه در حزب Sword گروه هوآشان داشته. یعنی از روش های استاد فن چین یانگ. اما به علت حفظ شان شوهرش و حفظ خانواده در پی توفق بر شوهرش نبود. در پایان داستان که یوعه به Bixie تسلط یافته تازه برای اولین بار جرات مبارزه با خانم را پیدا می کند. تا قبل از آن نه. در صحنه ای که یوعه در فوجین قصد کشتن لینخو را دارد خانم جلوی او را گرفته و به لینخو می گوید این جا را ترک کن. تا وقتی من اینجا هستم یوعه جرات قتل تو را ندارد.

 در دورانی که گروه سونگشان به کوه هوآشان فشار می آورد و توطئه می چیند در چند صحنه دیدیم که خانم بی هیچ هراسی در مقابل آنها دست به شمشیر برد و گفت: آیا از شما می ترسیم؟ دیالگ جالبی بود: فرستاده زومینگ پرچم را نشان داد و گفت این پرچم نماینده زومینگ است. خانم گفت: شمشیر حرف نمی زند. فرستاده گفت: من که حرف می زنم: خانم گفت این جا هوآشان است و حرف تو و پرچم اعتباری ندارد. فرستاده دست به شمشیر برد و گفت : من اعتبار ندارم اما این دارد! که خانم جواب داد آیا ما از شما می ترسیم؟ که یوعه بوچون با حالتی بزدلانه جلوی وی را گرفت. دوستان، چون یوعه از زومینگ می ترسید به هیچ وجه تصور نکنید که خانم هم از زومینگ هراسی به دل داشت...

آیا رئیس دینگ ای از یوئه پائین تر بود؟

در تمام طول داستان می دیدیم که رئیس دینگ ای با لحنی آمیخته با تمسخر و آمرانه با یوعه صحبت می کند تا جایی که جلوی همه او را ناشی و ناکارآزموده خطاب کرد (در صحنه اولین گردهمایی در خانه لیوزنفنگ). تا آخر داستان این یوعه بوچون بود که مراعات رئیس دینگ ای را می کرد. یوعه بوچون در همان پرورش نیروی درونی Qi خود هم آنچنان سرآمد نبود می بینیم که در صحنه ای که قصد درمان لینخو را با نیروی درون داشت لینخو به او می گوید که استاد شما برای مبارزه به این نیرو نیاز دارید و یوعه هم انگار از خدا خواسته بلافاصله بلند می شود و از آنجا دور می شود.

 

امیدوارم دوستان هر چه بیشتر مرا راهنمایی کرده و از اشتباهاتم مطلعم کنند.

 

نویسنده: مهدی خان

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز , من فکر میکنم که نظر دوست عزیزم در مورد یوعه که اون ادم ترسو است درسته اما اینکه خانم واقعا شمشیر زن خوبی هست رو قبول ندارم چون در صحنه ای که لینخو با افراد نقابدار بی‌نام و نشان در مبارزه خیلی سریع شکست خورد , من فکر میکنم که خانم یوعه درسته که شمشیرزن خوبی بود ولی در مقابل زومین شکست میخورد. یوعه ادم تروفرزی بود علاوه بر اون خیلی محتاط وباهوش بود, اون لقب اقای شمشیرزنی رو یدک میکشید. اما در مورد سبک کار درسته که شمشیرزنی شمالی ها خیلی سریع بود ولی اگر دقت کنید در مبارزه با دونفان اگه دونفان از نیروی درونیش استفاده میکرد که دیدیم جز در صحنه قبل از مرگش چند حرکت کوچک رو نشون داد هر4 نفر رو میتونست بکشه و این نشون میده که در کنگفو تمرکز و تسلط بر نیروی درونی خیلی مهم هست. اما اینکه روش رن ووشین ناجوانمردانه است باید بگم که درسته اما هر کسی در مبارزه روشی خاص خودش داره, مثلا زومین نفس سرد یا لینخو روش شماره9 , رن به خاطر انکه کویی خوابادن رو یاد نگیره مجبوره که یه روشی رو یاد بگیره این روش در واقع تمرکز بر نیروی خودش برای تهی کردن نیروی حریفه.

رن به خانواده خیلی اهمیت میده به همین خاطره که اون رو یاد نگرفت چون دخترش رو خیلی دوست داشت. رن اگر 12 سال زندانی نمی شد شاید داستان طور دیگه ای رقم میخورد این رو باید در نظر بگیریم که اون 12 سال از میدان نبرد دور بود ولی باز هم قدرتش غیر قابل انکار بود بعد از مبارزه اول با فان جان به همان سادگی می تونست زومین رو هم شکست بده , ولی چون مغرور بود نتونست کار رو تمام کنه. رن در شمشیرزنی نسبت به اشخاص دیگه ضعیف بود اما اون این ضعف رو برطرف نکرد و به اسانی توسط یوعه کشته شد. اما استاد دین ایی ادم جسور و با مهارتی بود چون این رو در داستان هم نشون داد. امیدوارم که با نظرات خودتون این حقیر رو بهره مند کنید.

 

مدیر: شنگو

با سلام خدمت تمام دوستان. نظرات شما عالی بود. و با تشکر از دوست خوبمان جناب Wanderer flutist که از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستند و pdf زیبای افسانه شجاعان را برای ما ارسال کردند.

در مورد خانم باید بگم که مهارت شمشیر زنی او فکر می کنم از یوعه بهتر بود. چون ما هرگز ندیدیم که یوعه با شاگردهایش تمرین کند و این خانم بود که همیشه با شاگردها تمرین میکرد. وقتی لینخو در غار توبه بود، شانار آمد و گفت: پدر و مادر آمدند تا به تو زیشیان یاد بدهند. اما این خانم بود که با لینخو مبارزه کرد و اگر در مبارزه لینخو قبول می شد، این خانم بود که در آینده روش زیشیان را به لینخو یاد می داد نه یوعه. ما به ندرت می دیدیم که یوعه دست به شمشیر ببرد یا با شاگردهایش تمرین کند. در قسمت آخر خانم به لینخو گفت: حالا دیگه او (یوعه) استاد تو نیست. از حالا من هم مادرت هستم و هم استادت. در واقع خانم استاد لینخو بود نه یوعه. چون خانم با شاگردها تمرین می کرد و روشهای شمشیرزنی را به آنها می آموخت.

اما یوعه در نیروی درونی از خانم قوی تر بود. قبل از یادگیری شمشیرزنی پیشرفته ما سه بار دیدیم که یوعه از نیروی درونی استفاده کرد. وقتی لیمپین را از دست موگافن نجات داد. بعد از مبارزه با افراد بی نام و نشان که بدنش بی حس بود و با نیروی ویژه خودش را از بی حسی بیرون آورد. و وقتی می خواست لینخو را بکشد که دوستمان اشاره کردند.

 

در مورد رن و زومین هم قبلا در این مورد بحث مفصلی انجام دادیم و نظر همه این بود که اگر رن در لحظه آخر تمرکزش را از دست نمی داد، حتما بر زومین پیروز می شد. و فان جان هم خیلی از رن پیرتر بود. و حتی اگر یوتان خای هم نبود دیر یا زود از رن شکست می خورد.

اما بیشتر در مورد رن بوشین صحبت کنیم. 12 سال زندگی کردن در یک قفس که شاید از هر طرف کمی از یک متر بیشتر بود. زنده ماندن رن در این مدت به یک معجزه شبیه بود. در صورتیکه، رقبهای او در بیرون با تمام امکانات در حال تمرین بودند. تنها کاری که از دست رن برمی آمد تمرین کنگ فوی ویژه و برطرف کردن معایب آن بود. به طوری که وقتی از زندان آزاد شد گفت: من در این 12 سال توانستم نقاط ضعف کونگ فوی ویژه را بر طرف کنم. و در اواخر سریال به لینخو گفت: فقط من می توانم درد کونگ فوی تو را از بین ببرم. تنها نقطه ضعف رن شمشیر زنی بود. او 12 سال شمشیر به دست نگرفته بود و مهارتش را از دست داده بود. اگر رن در آن 12 سال به تمرین می پرداخت مسلما به غیر از لینخو و دون فان هیچکس دیگر حریف او نبودند.

در مبارزه رن با یوعه در ابتدا برتری با رن بود. اما یوعه سعی می کرد فرار کند و از فاصله دورتر ضربه بزند. چون یک بار دست رن به او خورده بود و از کونگ فوی ویژه استفاده کرده بود و در دفعه دوم حتما یوعه شکست می خورد. اگر رن در آن 12 سال آزاد بود. یوعه در چند ثانیه از او شکست می خورد و کشته می شد.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 0:38 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظرات دوستان

 

نویسنده: امیر

به نظر من هم حق با این دوستمان است, بعد از مبارزه فانجان با رن، فانجان به چون شو میگه آقای رن خیلی با هوش است. او بیشتر از نیروی فکرش استفاده کرد تا قدرتش. پس نتیجه میگیریم رن قوی تر از فانجانه , چیز دیگه ای که هست در این رده بندی در حق زومین جو کاستی شده چون مسلما زومین از پس خانم یوعه بر میاد و رئیس دین ای هم بعد از یوعه وچون قرار میگیره البته این نظر من است. از دوستان می‌خواهم من را در درک بهتر این فیلم زیبا یاری کنند.

 

نویسنده: مهدی خان

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان و اساتید محترم وشنگوی عزیز. من فکر میکنم که امیر خان درست می فرمایند, چیزی که فکر من رو به خودش مشغول کرده اینه که لینخو حتی با وجود شانار هم به ین ین علاقه داشته اما چون در گذشته قرار بوده با شانار ازدواج کنه و همچنین یک حس مسولیت و برادری نسبت به شانار داشته نمی توانسته زیاد احساساتش رو به ین ین بروز بده, یک دلیل واضحش هم اینکه وقتی ren به همراه شیان و ین ین می خواهند بروند به جنگ دونفان، لینخو به حکم وجدانش که به نظر من بهش دستور میده که باید از نامزدش به هر عنوان دفاع کنه و اجازه نده که کسی به اون صدمه بزنه با اونها همراه میشه این رو در صحنه های نبرد هم میشه دید که لینخو مراقب ین ین هست. امیدوارم که با نظرات خودتان این حقیر رو بهره‌مند کنید.

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در جمعه 17 خرداد1387 و ساعت 13:21 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظر یکی از دوستان

 

نویسنده: مهدی خان

من می خواستم که نظرم رو راجع به رده بندی خدمتتون عرض کنم من فکر میکنم که renwoxing فرا تر از chong xu و استاد فان جان هست چون در مبارزه هم میتونست پیروز بشه. در کنگفو تا جایی که من میدونم تمرکز بر خود حرف اول رو میزنه چه برسه به این که بر روی بدن حریف بخوایم تمرکز کرد . ren خودش هم این رو میدونست که در مبارزه رقیب نداره اما چون خیلی مغرور بود نخواست که نقطه ضعف های خودش رو در شمشیرزنی بر طرف کنه. این نکته رو شیان به اون یاداوری کرد ولی باز هم قبول نکرد. renwoxing با اینکه جاه طلب بود ولی باز به نسبت بقیه جاه طلب ها عواطف انسانی خوبی داشت. فقط زیادی مغرور بود. کسی که به خاطر دخترش از کتاب کویی خوابادین بگذره تا اون هم مثل خیلی ها تبدیل به زن نشه. فکر میکنم که اندکی با بقیه فرق داشته باشه. امیدوارم که با نظرات خودتون بنده رو راهنمایی کنید. با تشکر

 

مدیر: شنگو

می خواستم به شما خوش آمد بگویم که به وبلاگ ما که متعلق به خود شماست آمدید و نظر می دهید. شما می توانید از هم اکنون در مورد سریال افسانه شجاعان نظر بدهید و یا برای ما نقد بفرستید. ما همیشه منتظر نقدهای تمام خوانندگان این وبلاگ هستیم.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در چهارشنبه 15 خرداد1387 و ساعت 23:59 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال یکی از خوانندگان

 

نویسنده: مهدی خان

با عرض سلام خدمت مدیر محترم سایت اولین مرتبه هست که به این سایت میام خیلی خوشحالم که بعد از 7 سال که افسانه شجاعان پخش شده می بینم که هنوز افرادی هستند که دیدی عالمانه این سریال را نقد می کنند من میخاستم بدانم که چرا این سریال هنوز پا بر جاست و از خاطر دوستان از بین نمیرود؟

من می خواستم بدانم که چون افسانه عقاب های مبارز را ندیدم ایا دیدن ان مثل افسانه شجاعان هست ؟ بعدش هم بازیگر نقش اول همان لینخو هست یا نه؟ وهمچنین که نظرتان در مورد ین ین را برام لطفا بگویید. با تشکر

 

نویسنده: نوید

با اجازه از مدیریت وبلاگ که دوستی سوال کرده بودند چرا بعد از چند سال که از پخش این سریال میگذره باز هم زیباست؟

این نظر شخصی من هست . در سریال افسانه شجاعان بقدری عشق و محبت راستگویی و نفس درون خوب نشون داده شده بود که انسان خودش منقلب میشد . چون ذات انسان تمایل به پاکی داره و در این سریال هم به این نکته ها بین خوب و بد روشنایی و تاریکی خوب اشاره شده بود و مهمتر از همه عشق پاک شنگو به لینخو چون و همچنین هزاران نکته اخلاقی دیگه باعث شده که طرفداران بسیاری پیدا کند و من شخصا بقدری این سریال رو دوست داشتم وقتی سال 1383 فکر کنم تابستون بود تموم شد خیلی ناراحت شدم چون دوست داشتم ادامه پیدا کنه

 

نویسنده: مهدی خان

با عرض سلام خدمت استاد نوید ,درود بر شرافت شما ,با بیان شیوای خودتون بنده رو شگفت زده کردید.درست فرمودید من هم به این اعتقاد دارم,اما دوست داشتم که سوال های دیگه هم جواب داده بشه .همچنین بقیه دوستان هم با نظرات خودشون بهرهمند کنند.با تشکر

 

مدیر: شنگو

در مورد سریال افسانه عقابهای مبارز ما در حال نوشتن خلاصه ی آن هستیم. ولی افسانه شجاعان حرف اول را در بین تمام سریال های رزمی می زند. و بعد از افسانه شجاعان باید عقابهای مبارز و بازگشت عقابهای مبارز را نام ببریم. افسانه عقابهای مبارز هم سریال بسیار زیبایی است که ارزش خریدن دی وی دی و دیدنش را دارد. در این سریال هم بازیگر نقش اول همان لینخوی خودمان است که با نام گوآجینگ بازی می کند.

اما شما در مورد ین ین سوال کردید. به تمام کسانی که برای اولین بار وارد این وبلاگ می شوند پیشنهاد می کنیم وارد قسمت تالار افسانه شجاعان بشوند و مطالب نوشته شده قبلی را مطالعه کنند. در آینده سعی می کنیم بیشتر از ین ین بنویسیم.  

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در سه شنبه 14 خرداد1387 و ساعت 23:59 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

نقد یکی از دوستان

 

نویسنده: Wanderer flutist

 

با سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان و برادران.

یه مطلبی به ذهنم رسید که گفتم به بهانه جواب سوال برادر عزیزمون و همچنین جهت عرض دیدگاه خودم در مورد رده بندی مبارزان افسانه شجاعان (البته از دیدگاه شخصی خودم) خدمتتون عرض کنم:

طبقه بندی از دیدگاه قدرت کنگفو:

استاد Feng ching yang به سبب مهارت در روش Nine Swords of Dugu

Dong fan bu bai به جهت تسلط بر Sunflower

Fang zheng (استاد فان جان) به جهت تسلط بر Tendon-Altering Sutra که نیروی درونی عجیبی را به همراه داشته.

Chongxu به جهت تسلط بر مهارت شمشیر زنی Taiji

Ren Woxing به جهت مهارت Star sucking خود که نیروی درونی اشخاص را بیرون می کشیده.

Ning Zhongze (همسر یوئه) که در واقع مهارت بسیار بالاتری از شوهر خود یعنی Yue Buqun دارد.

Zou lengchan ( زومینگ جو) که سبب مهارت نیروی درونی منجمد خود. Qi Frozen vital

Ding Xian (رئیس دینگ ای) رئیس گروه راهبه های Hengshan.

Yue Buqun به جهت تسلط بر کنگفوی Zixia

Mo da رئیس گروه Hengshan جنوبی

Yu canghai رئیس گروه Chingcheng.

 

رتبه بندی فوق قبل از آموزش دستنوشته Bixie توسط Yue buqun و Linpingzhi است !!

Linghu chon را هم داخل این رده بندی نکردم چون در ابتدای داستان در آخر لیست است و در انتهای داستان در جایگاه... !

دوستان اگر هر انتقاد و ابهامی در این مورد دارند (که حتما دارند) من متواضعانه سعی در پاسخ آنها دارم.

 

مطلب دیگر اینکه توصیه بنده را به عنوان برادر کوچکتر خودتان بپذیرید و نسخه اصلی این سریال با زیرنویس انگلیسی آن را تهیه کنید تا متوجه شوید دوستان مترجم فارسی این سریال در بسیاری از قسمت ها کاملا مطالب را عوض کرده و به میل و درک خود تغییر داده اند...

 

مدیر وبلاگ:

ما متن بالا را بدون تغییر و با امانت اصل مطلب قرار دادیم. البته گویندگان دوبلاژ در قسمت آخر که به نقد سریال می پرداختند و در دی وی دی های دوبله این قسمت موجود است ذکر کردند که زبان چینی یک زبان فشرده است و در دوبله به ناچار باید جملات را کمی تغییر داد تا با حرکات لب بازیگر هماهنگ باشد.

دوستان قدیمی وبلاگ هم با عکس هایی که ما از صحنه های سانسوری سریال قرار دادیم آشنا هستند. که صدا و سیما در حق این سریال کم لطفی کرد و حتی نی زدن شنگو را نیز سانسور کرد.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 11 خرداد1387 و ساعت 22:59 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظر دوتا از خوانندگان

 

نویسنده: سپهر

با سلام.

از جوابتون بسیار متشکرم.اما به نظر من اگه رن می خواست می تونست.

کنگفوی رن آسمان و زمین را می شکافت . آیا سوزن ها هم چنین قدرتی داشتند ؟

با تشکر خداحافظ .

 

نویسنده: علی

سلام خدمت تمام اساتید درباره سوال این دوستمون. از نظر من موضوع ساده تر از این حرفهاست .در بدن لینخو 7 نفس وجود داشت که باعث اختلال در تنفس او می شد در واقع در بدن لینخو محل رزم استاد ووجیه و 6 جن بود (نقل قول از فان جان). که باعث می شد لینخو نتونه زیاد در مبارزه دوام بیاره در مبارزه با رن همون مشکل رو لینخو داشت که بعد از اینکه در زندان رن افتاد کنگفوی ویژه رو یاد گرفت دیدیم که ابرها برگشتن یعنی نیروی درونی لینخو به حالت اول برگشت . 7 نفس از بدنش بیرون میان این قسمت در سریال کاملا مشهود بود . ودر واقع از اونجا سلامتی خود را بدست میاره که بعدش میره تمرینه شمشیر زنی می کنه در واقع رن هیچ وقت حریف لینخو نمی شد .

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 4 خرداد1387 و ساعت 22:33 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال یکی از دوستان

 

نویسنده: سپهر

سلام.من چند تا سؤال داشتم.

در قسمت 23 ما ديديم، زني كه شيان اسير كرده بود بعد از آزادي خودش چند تا چاقو به طرف رن وشين پرتاب مي كنه و رن وشين خيلي راحت با كنگفوي ويژه آن چاقو ها را رو هوا از خودش دور مي كنه. پس چرا در هنگام مبارزه با دونفان سوزن ها رو با اين روش از خودش دور نمي كرد و فقط عقب نشيني مي‌كرد؟

درسته كه دون فان نيروي دروني بالايي داشت اما به نظر من كنگفوي ويژه از پس 4 تا سوزن بر مي آمد. چرا رن اين كار را نكرد ؟

در قسمت آخر ديدم كه لينخو يوئه را با شمشير زني ويژه شكست داد و او را حسابي زخمي كرد. پس شمشير زني ويژه در سطح بالاتري نسبت به شمشير زني پيشرفته قرار دارد.

و ديديم كه در همان قسمت يوئه، رن را با شمشير زني پيشرفته شكست داد.

يعني شمشير زني پيشرفته در سطح بالاتري نسبت به كنگفوي ويژه قرار دارد. پس نتيجه مي گيريم كه شمشير زني ويژه از هر دو بالاتر است. پس چرا در قسمت 21 لينخو نتوانست با شمشير زني ويژه از پس رن كه كنگفوي ويژه بلد بود بر بياد؟

 

دوست ما سوالات بسیار جالبی را مطرح کردند لطفا به آنها پاسخ بدهید.

 

 جواب شما

 

نویسنده:همان    

امیدوارم که با اطلاعات بسیار محدودم بتوانم در باره ی این سریال بی نظیر نظر دهم. هر چند که سالها از ساخت این مجموعه می گذرد ولی هنوز رازهای بی کرانی را دارد و مطمئنا هر نقدی درست نخواهد بود. از دوستان نیز می خواهم که ما را از نظرات خود بی نصیب نفر مایند.

اول در باره ی زنی که به طرف رن چاقو پرتاب کرد. طی گفتگو هایی که با دوستان داشتیم فهمیدم که سوزن هایی که دونفان یا یوئه می انداخت با استفاده از نیروی درونی بود. (ولی شنگو می گوید یوئه نیروی درونی کنگفوی پیشرفته را ندارد. مدیر: ما این را نگفتیم، توضیح در پایین مطلب)یکی از صحنه های جالب سریال همان چاقو ها بودند. مطمئنا اگر آن زن نیز نیروی درونی داشت در مقابل دونفان هیچ بود. و برای درک در صحنه های مشابه می توانید قانون نیروی وارد بر سطح را در نظر گرفت.

دوم در مورد برتری رن بر لینخو در اولین دیدار:

با نادیده گرفتن اینکه لینخو بر این روش تسلطی نداشت و درون او را آشفته کرده بود که این مطلب را یکی از دوستان اشاره کردند. کمی جلو برویم وقتی لینخو این روش را یاد می گرفت. کنگفوی رن نیروی درونی شخص مقابل را از بدن او خارج می کرد. حد این نیرو را موقعی در می‌یابیم که لینخو حرکت ابرها را کنترل و حرکت آن را معکوس کرد. و می فهمیم که نیروی تسلط بر آسمان چیزی فرا تر از اندیشه ی ماست. پس نفوذ سوزن دونفان به نظر من فقط طبق نیروی وارد بر سطح می باشد و نه به علت برتری درنیروی درونی. (از بحث بالا خارج شویم). لینخو قصد مبارزه با رن را نداشت و فقط برای نجات او آمده بود و رن برای فرار حیله ای جز کنگفوی ویژه نداشت و برگ برنده ی او آن مکان کوچک بود که با انفجار لینخو و بقیه را غافل گیر کند ولی در فضای باز این کار غیر ممکن بود و خودش خوب می دانست که در مبارزه با دونفان نباید نیروی درونی خود رابیهوده تلف کند و با تغییر مکان سریع او مواجه شود .حال آنکه در مبارزه با یوئه به علت بی فکری این کار را کرد.

ثانیا اضافه کنم که رن به علت سرعت زیاد سوزن ها مجال استفاده از این روش را نداشت و جا خالی دادن را ترجیح می داد.

 

مدیر وبلاگ

ما در نقد قبلی گفتیم یوعه دارای نیروی درونی است اما فقط قسمتی از نیروی درونی که مروبط به پرتاب سوزن است. اما نیروی درونی فوق العاده دون فان را که با پیچاندن کلافهای کاموا به دور خودش، خودش را از محیط اطراف جدا کرد را نداشت.

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 23:3 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال یکی از خوانندگان

 

نویسنده: فنچینیان

سلام به Wanderer Flutist

از بابت پی دی اف ممنونم، خیلی عالی بود.

میخواستم از شما که صاحب نظر هستید و خیلی اطلاعات کاملی از این رمان و سبکهای مختلف در این سریال دارید این سئوال فنی را بپرسم...

دون فان بوبای 12 سال کنگ فوی سانفلاور را تمرین کرد و به حد کمال در این کنگ فوی مخوف رسیده بود. آیا لینخو چون با روش مبارزه شماره 9 و فنون دیگری که در طی داستان آموخت حریف دون فان بوبای می‌شد...

من و شنگو در این رابطه هم نظر هستیم و نظرمونو گفتیم... میخواهم دیدگاه شما را هم بشنوم.

ممنون

( اگر از منوی سمت راست وارد قسمت تالار افسانه شجاعان بشوید می توانید نظر سایر دوستان در این مورد را بخوانید. )

 

 

جواب شما

 

نویسنده: Wanderer Flutist

بنده هم عرض سلام به برادر عزیز دارم.

شما به بنده لطف دارید. من قابل این تعریف ها نیستم. در مورد سوال جنابعالی نظرمو می گم:

مهارت نه شمشیر Dugu مهارتی بی رقیب بوده. اما آیا Linghu chon بر آن تسلط کافی داشته یا هنوز همچنان که خودش هم در بعضی مواقع ذکر می کند در استفاده از این روش کنترل خود را از دست می داده... ؟ لذا Linghu chon را به منزله استاد این سبک نمی دانیم. خود او هم به Dongfan می گوید که ما چهار نفر حریف تو نمی شدیم و به او احترام گذاشت. در واقع Ren Ying Ying با مجروح کردن معشوق Donfang باعث از بین رفتن تمرکز وی شد و این موضوع باعث شکست Donfang bubai و تغییر نام او به Donfang Bibai به معنی "شرق شکست پذیر" شد. می بینیم که در حین استفاده Linghu از مهارت nine swords of dugu خود Donfang هم او را تحسین می کند.

نهایتا بنده روش اصیل حزب برتر گروه Huashan اسبق را یعنی مهارت استاد Feng chin yang رو برتر و خلاقانه تر می بینم و به گفته خود استاد: جوهره اصلی شمشیرزنی، طبیعی و مسلط بودن به هر نوع ابزار دفاعی است.

در مورد سایت www.wuxia.ir باید بگم که بیشتر از یک ماه است که ما این سایت را لینک کردیم. با نام فیلم و سریالهای شرقی.

از توجه شما به این سایت متشکرم.

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 31 فروردین1387 و ساعت 23:1 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

جواب یکی از دوستان به سوال قبلی

 

نویسنده: Wanderer Flutist

با سلام به همه برادران.

جسارتا می خواستم جواب چند تا از سوالات رو در حد اطلاعات و برداشت خودم عرض کنم که البته در نظر داشته باشید که برداشت های من از روی زیرنویس English این سریال بوده و تا آنجا که متوجه شده ام و به خاطرم می آید، دوبله فارسی این سریال در خیلی موارد متفاوت انجام شده است.

در مورد دست نوشته Sunflower :

Ren Woxing  اولین فرد در گروه Sun-Moon بود که در سالهای اخیر به این دست نوشته دست یافت - در جریان سرقت آن دست نوشته از گروه هوآشان در سال ها قبل - اما همچنان که خودش گفت تمایلی به تمرین آن نداشت و معتقد بود این روش فقط به درد اشخاص اخته می خورد و آن را کاملا شیطانی می دانست. قبل از به دام افتادنش هم به دنبال تمرین روش شخصی خودش یعنی Star-Sucking بود. در ضمن هیچ کس از جریان به دام انداختن Ren Woxing توسط Dongfan Bubai و دستیابی Dongfan به آن دست نوشته مطلع نبود و Dongfan به همه اعلام کرده بود که رئیس سابق گروه در نبردی کشته شده است. لذا کسی به دنبال دست نوشته نبود و همه متوجه نسخه خلاصه تر آن که متعلق به خانواده Lin بود یعنی Bixie بودند.

 

اینکه چرا به گروه Sun-Moon شیطانی گفته می شده باید عرض کنم که خود اعضای گروه آن را Shen Jado به معنی گروه مقدس می نامیدند و این دشمنان این گروه بودند که به آن شیطانی می گفتند که البته این نامگذاری های بین دو گروه مخالف طبیعی است و هرگز دلیل بر ذات اصلی پیروان آن گروه ها نخواهد بود. به نظر بنده این یکی از مفاهیم عمیق داستان بود.

 

به دام انداختن Ren Woxing:

دو مطلب به نظرم می آد:

1- در منابع و به اظهار خود Ren Woxing این اتفاق طی یک نقشه و توطئه ی بسیار زیرکانه انجام شد که مکر و حیله Dongfan در این مورد به قدری بالا بود که حتی تحسین خود Ren Woxing را هم برانگیخت!

2- Linghu Chon بعد از یادگیری مهارت Nine Swords of DuGu شادمانه به استاد Feng گفت که این مهارت بالاترین مهارت رزمی است! استاد با پوزخندی جواب می دهد که نه خیلی متفاوته، وقتی توی دام و توطئه قرار بگیری هیچ مهارتی نمی تونه کمکت کنه. مهارت Ren Woxing بالا بود اما در دنیای ما نیرنگ و توطئه بر هر نیروی بدنی بالایی فائق می آد. در واقع Linghu chon درست گفته بود و این مهارت در واقع بالاترین مهارت رزمی بود. همچنان که استاد Feng می گوید نام طراح این مهارت به معنی "خواهش برای شکست خوردن" بوده و علت انتخاب این نام این بوده که طراح این روش در تمام دوران زندگیش آرزو داشت که کسی بتواند او را شکست دهد و هیچ گاه به آرزویش نرسید.

 

و اما بهترین سوال شما:

چرا استاد Feng Ching Yang خودش رو مخفی کرده بود و رئیس گروه نشد.

این موضوع را هرگز فراموش نکنید که روش این استاد مطلقا بی نظیر بود و هیچ کس قادر به شکست او نبود. اما حزب Sword گروه Huashan چرا از حزب Qi شکست خورد؟ چون Feng در مبارزه شرکت نداشت و بنا به توطئه ای از Huashan دور شده بود. باز هم می بینید که توطئه و نیرنگ کثیف بر مهارت بی نظیر توفیق یافته. این توطئه آنقدر کثیف بود که Feng از شدت بیزاری و تنفر از جامعه رزمی، ترجیح به جدایی و زندگی منزوی می دهد. جنگ قدرت آنقدر آلوده است که انسان های سالم بیشتر ترجیح به کناره گیری از آن می دهند مگر اینکه مجبور شوند تا در آن شرکت کنند و از حقی دفاع کنند. Qu Yang و Liu Zhengfeng  هر دو همین کار را کردند. استاد Feng Ching Yang هم همین طور. خانم Ning هم در پایان داستان این را از شوهرش خواست. بارها می‌شنویم که Linghu Chon آرزو می کند که همراه Ren Ying Ying از جامعه رزمی دور شده و زندگی آرام و امنی را در پیش گیرد.

اما اشخاصی مانند Yue Buqun، Zou Lengshan، Yu Canhai و Dongfang Bubai حاضرند برای قدرتمند شدن دست به هر کاری بزنند و آرامش خود را در برتری بر دیگران می بینند.

 

نکته آخر در مورد Dongfang Bubai:

به نظر من او نهایتا به این حقیقت دست یافت که لذت اصلی زندگی در برترین بودن نیست بلکه در طبیعی بودن، دوست داشتن و مورد محبت بودن است. همچنان که به Ren Ying Ying می گوید من به تو حسادت می کنم چرا که تو از اول یک دختر به دنیا آمده ای و زیبا هستی. اگر من به جای تو بودم دیگر نمی خواستم نفر اول در جامعه رزمی کاران باشم حتی اگر حکومت دنیا را به من می دادند. Donfang همچنان  که دیدیم در حالی که اسما و ظاهرا نفر اول در جامعه رزمی کاران بود اما ریاست گروه را عملا رها و به معشوقش سپرده بود و خود در باغی به دوزندگی و زندگی زیبایی رو آورده بود. اینکه نویسنده داستان صحنه مرگ او را غم انگیز به تصویر کشیده به این علت بوده که Dongfang نهایتا حقیقت را فهمید و او نیز تقریبا از جامعه رزمی کاران دور شد...

داستان XAJH تنها یک رمان یا سریال با جلوه های ویژه مبارزه و یا صحنه های جذاب عادی نیست. مفاهیم عمیق فراوانی دارد که خوانندگان باید سعی کنند آن ها را که منظور نظر اصلی نویسنده بوده را مورد توجه و بررسی قرار دهند. امیدوارم دوستان مرا در بیشتر یادگرفتن از این سریال کمک کنند.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 31 فروردین1387 و ساعت 0:27 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال یکی از دوستان

نویسنده: مهدی

يکي ديگر از زيباترين صحنه هاي افسانه شجاعان جايي بود که دون فان در آخرين لحظات مرگش سوزني رو به طرف گلي زيبا که با نخ و سوزن درست کرده بود پرتاب کرد و در واقع با پرتاب سوزن گل کامل شد اين صحنه خيلي زيبا بود چون هم احساس لطيف دون فان رو نشون مي‌داد وهم ظرافت کتاب کويي خويي بادين و اما چند سوال:

 رن وشين کتاب کويي خويي بادين رو مال خودش مي دونست اما اون کتاب رو از کجا آورده بود؟ چرا کسي دنبال کتاب کويي خويي بادين نبود؟ چرا به گروه رن وشين مي گفتند شيطاني؟

چه جوري توي سياه چال افتاده بود در حالي که اون موقع دون فان قدرتي نداشته؟ چرا نه از کتاب استفاده مي کرده نه نابودش ميکرده؟ بعد از اينکه دون فان کتاب رو به رن داد چرا رن با اون همه جاه طلبي کتاب رو نخوند رن که زن نداشت و ديگه پير شده بود و ديگه ازدواج نمي‌کرد خب کتاب رو مي خوند؟ دون فان فقط با يک ضربه لينخو از پا در اومد آيا کسي مثل دون فان با اون همه قدرت درست بود که با يه ضربه تقريبا کارش تموم بشه حالا درسته که رن از کنگ فوي ويژه استفاده کرد ولي دون فان نبايد به همين راحتي مي مرد. من اولش فکر ميکردم که فن چيان روحه ولي بعد فهميدم که واقعيه. چرا فن چيان خودشو مخفي کرده بود. حالا که گذشته نبايد به خاطر سالها قبل خودشو مخفي کنه. بايد خودش رييس گروه خواشان مي‌شد.

 

از شما خوانندگان وبلاگ می خواهیم به سوالات این دوستمان پاسخ دهید. منتظر پاسخهای شما هستیم.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 0:44 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 به نظر شما زیباترین صحنه افسانه شجاعان، کدام صحنه بود. از زیباترین صحنه ی افسانه شجاعان یک نقد برای ما ارسال کنید. از خوانندگان هم می خواهیم تا به نقدها امتیاز بدهند. از تمام کسانی که به این وبلاگ سر می زنند می خواهیم به هر مطلبی که می خوانند از یک تا 10 امتیاز بدهند. یک کمترین امتیاز و 10 بیشترین امتیاز است.

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در سه شنبه 20 فروردین1387 و ساعت 23:18 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال

علی زاکری: مطلب بسیار جالب بود.ولی برای من ابهامی وجود دارد.

شما نوشتید که یوئه فاقد بخش نیروی درونی کنگفوی پیشرفته است.

پس اگر نیروی درونی یوئه در مقابل زومین مربوط به سبک هواشان است پس وقتی یوئه شمشیر را در بدن لینخو فرو برده بود و شاگردان او(ایلین و بقیه )به طرف یوئه حمله بردند و یوئه با نیرویی (درست شبیه دونفان)آنها را مجروح کرد چی بود؟

 

جواب

مدیر وبلاگ: شنگو

سوال شما را در دو قسمت پاسخ می دهیم. قسمت اول:

یوعه قبل از اینکه کتاب را به دست بیاورد هم دارای نیروی درونی بود که زیاد نشان داده نشد. اولین بار: در قسمت سوم، اواسط قسمت بود، وقتی موگافن لیمپین را مجبور می کرد که تعظیم کند. یوعه یک نیروی ویژه به صورت موگافن زد و او را به عقب پرت کرد. دومین بار: قسمت 11 بود. وقتی لینخو گروه ناشناس را کور کرد. بدن همه بی حس بود و یوعه به لینخو گفت: نمی خواهی بدن ما را از بی حسی در بیاوری و بعد گفت به کمک تو نیازی نیست و یوعه با نیروی ویژه بدن خودش را از بی حسی در آورد. البته این صحنه یعنی نیروی ویژه یوعه در فیلم دوبله سانسور شده بود. ( شاید یوعه در حد این حرفها نبوده که ایران سانسورش کرده ) دفعه سوم: اواخر قسمت 28، یوعه می خواست با نیروی ویژه لینخو را بکشد که خانم جلوی او را گرفت.

قسمت دوم: پرتاب سوزن و بخش اول یعنی شمشیر زنی پیشرفته نیز به نیرویی درونی نیاز دارد. سوزنها با استفاده از نیرو پرتاب می شدند. اما این نیرو در مقابل نیروی ویژه دون فان وقتی که کلافهای کاموا را به دور خودش پیچید به حساب نمی آید. نیروی یوعه برای پرتاب سوزن بود اما نیروی دون فان نیروی ویژه کویی خوآ بادین بود. در قسمت آخر هم یوعه پست فطرت، به طرف شاگردان خنشان سوزن پرتاب کرد و آنها را با سوزن به عقب راند. همان طور که به طرف شنگوی عزیزمان سوزن پرتاب کرد.

 

نویسنده: فنجینیان

من چند نکته را باید به نقد شنگوی عزیز اضافه کنم. (البته این برداشت خود من از نوشته های نقد و همینطور اطلاعات پی اف دی اون مطلب خارق العاده)

در تاریخچه کوی خوآبادین در رمان اصلی آمده که دو استاد خوآشان نوشته های یکدیگر را کنار هم قرار دادند ولی با کمال تعجب متوجه شدند که هیچ کدام نمی‌توانند از دستنوشته های یکدیگر سر در بیاورند و گمان را بر این گرفتند که دست نوشته های یکدیگر اشتباه هستند و بین این دو دوست قدیمی اختلاف افتاد و در این بین راهب شائولین از موقعیت سوئ استفاده کرد و از نوشته های هر دو استاد بر روی ابای خود کپی برداشت.... و او با صرف زمان مناسب به طور کامل از آن بهره برد.

حالا من به این جمع بندی میرسم:

ابا و کتاب کوی خوی آبادین فرق چندانی با هم ندارند ولی کتاب کوی خوآبادین نسبت به آن کاملتر است. یوئه سعی کرد تمام فنون را تمرین کند ولی از نظر من در این کار موفق نبود چون او کتاب را هنگام تمرین از دست داد و اما لیمپین...او کتاب را برداشت و از نظر من او فقط یک بخش کتاب را یادگرفت دقیقا مثل همان دو استاد خوآشان و فکر کنم که از نیمه دیگر مثل همان دو سر در نیاورده و به اطلاعات خود اکتفا کرد. ولی در مورد دون فان بوبی این صادق نیست او 12 سال تمام فراتر از حد کتاب تمرین کرده بود و حتی به طوری ماهر شده بود که دست به تغییرات و تحولاتی در این روش هم زده بود. به هر حال اگر دیدید یوئه در قسمتهایی از فنون نیروی درونی استفاده می‌کند از نظر من هم نیروی درونی خودش است و هم اطلاعات ناچیزش در زمینه نیروی درونی کوی خوی آبادین.

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 0:4 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

وارثــان کنـگ فــوی پیشرفته

 

قسمت دوم: از سری نقدهای کونگ فوی برتر اساتید بزرگ در افسانه شجاعان

سوالی که چند روزی است خوانندگان سایت ما را به خودش مشغول کرده حالا یک نقد هم ما

مینویسیم.

در این سریال سه نفر حضور داشتند که از کنگ فوی پیشرفته استفاده می کردند. این سه نفر عبارتند از لیمپین، یوعه و دون فان. با اینکه هر سه از یک روش استفاده می کردند ولی ما تفاوتهای زیادی در مبارزه این افراد می دیدیم.  

ابتدا بین یوعه و لیمپین مقایسه انجام می دهیم. یوعه چه کسی بود. در اواخر سریال سن یوعه از 50 سال گذشته بود و چند سالی بود که ریاست گروه خوآشان را به عهده گرفته بود و به مقام استادی رسیده بود. اما لیمپین تازه وارد گروه بود که چیز زیادی بلد نبود و قبل از پیوستن به گروه مثل یک کودک بود و آموزش او را شانار به عهده گرفته بود. وقتی لینخو به غار توبه تبعید شده بود یک روز با شانار تمرین شمشیر زنی می کرد، البته شانار با شمشیر بود و لینخو با دست خالی. لینخو با دست خالی یک ضربه به شانار زد و باعث شد که شمشیر شانار به داخل دره بیفتد. در آن زمان اگر بخواهیم مهارت اعضای گروه خوآشان را بنویسیم، مهارت یوعه بیشترین و سپس، خانم، لینخو، شانار و لیمپین که کمترین مهارت را دارد.

فکر می کنم جایگاه لیمپین نسبت به یوعه به خوبی برای شما روشن شده باشد. حال فرض کنید روز اول مهر سر کلاس دانشگاه حاضر شده اید و یک کتاب تخصصی از همان درس به شما و استادتان بدهند. مسلما استاد شما چند برابر بیشتر از شما از کتاب بهره می برد و مطالب بیشتری یاد می گیرد.

حالا یک کتاب شمشیر زنی بدست یوعه و لیمپین افتاده است. مسلما یوعه چون استاد است و مهارت و پیش زمینه بیشتری دارد خیلی زودتر می تواند به فنون این کتاب تسلط یابد و روش آنرا مورد تحلیل قرار دهد تا لیمپین که باید از الف شروع به خواندن کند. دومین دلیل تفاوت بین این دو نفر در زمان یادگیری است. یوعه زمان بیشتری را صرف یادگیری فنون این کتاب کرد و می شود گفت تقریبا تمام کتاب را یاد گرفته بود که خانم وارد غار شد و یوعه مجبور شد کتاب را به بیرون بیندازد.

حالا این کتاب دست لیمپین افتاده کسی که بلد نبود شمشیر دستش بگیرد. لیمپین شروع به یادگیری کرد. این کتاب شامل دو بخش بود استفاده از شمشیر و سوزن. یوعه هر دو قسمت کتاب را تمرین کرد به طوری که ما در مبارزات او استفاده از هر دو نوع وسیله را شاهد بودیم. اما لیمپین عجله زیادی برای انتقام گرفتن داشت و برای اینکه زودتر یوخنتان را بکشد، فقط قسمت شمشیر کتاب را تمرین کرد و بقیه را به بعدا موکول کرد. قسمت مربوط به سوزن را کنار گذاشت و البته عمرش اجازه نداد که این قسمت را بعدا یاد بگیرد.

در مبارزات، یوعه به عنوان یک استاد مبارزه می کرد و لیمپین به عنوان یک شاگرد. یوعه قبل از یادگیری شمشیر زنی پیشرفته هم حریف یوخنتان بود. بطوری که ما در قسمت 4 یک مبارزه بین یوعه و یوخنتان را دیدیم که یوعه به خوبی حریف او بود. اما لیمپین بعد از یادگیری این روش حریف یوخنتان شد. لیمپین مانند یک شاگرد ناشی بود که این روش را به صورت نصفه، نیمه یادگرفته بود. فکر می کنم، تفاوت بین یوعه و لیمپین برای شما روشن شده باشد.

حالا به دون فان بوبای می پردازیم. چیره دست این روش. ابتدا باید تفاوت بین کتابی که دست یوعه بود با کتاب دون فان مشخص شود. به جمله استاد چونشو در قسمت 37  توجه کنید:

 

چونشو: می شود گفت کتاب شمشیر زنی پیشرفته شاخه ای از کویی خوآ بادین است.

 

می توان اینطوری نتیجه گرفت که کتاب سانفلاور اصلی کویی خوآ بادین است که جد لیمپین توانست قسمتی از این کتاب را کپی کند. و کتاب شمشیر زنی پیشرفته فقط شاخه ای از کویی خوآ بادین است، نه تمام آن. بنابراین روش یوعه در برابر دون فان ناقص بود. یوعه فقط قسمتی از علم دون فان را در اختیار داشت اما دون فان به تمام این علم تسلط داشت. اگر کتاب کویی خوآ بادین را به سه بخش تقسیم کنیم شامل: شمیر زنی، روش سوزن و نیروی درونی یا همان نیروی ویژه می شود. که لیمپین فقط قسمت اول، یوعه قسمت اول و دوم، و دون فان از هر سه قسمت برخوردار بود. که نیروی درونی دون فان را وقتی که کلافهای کاموا را به دور خودش پیچید و مانع ورود دیگران شد می توان دید.

دلیل دوم به مدت زمان تمرین باز می گردد. یوعه فقط چند ماه بود که آن فنون را یاد گرفته بود که شاید تا لحظه مرگش به 6 ماه هم نرسید. اما دون فان به مدت 12 سال این فنون را تمرین کرده بود. به طوری که در پرتاب سوزن به مهارت مثال نزدنی دست یافته بود. او علاوه بر اینکه توانسته بود سوزنها را با نیروی بسیار زیاد پرتاب کند. یک نخ هم به انتها سوزن می بست و سوزنها را همراه با نخ پرتاب می کرد. او روش جدیدی به اسم سوزن و نخ ابداع کرده بود. جنگیدن با سوزن و نخ بسیار مشکل تر از جنگیدن با شمشیر است. اگر به شما شمشیر بدهند راحت تر می توانید بجنگید یا سوزن و نخ؟

یوعه در برابر دون فان همانند یک کودک نوپا بود که تازه این روش را یادگرفته بود و از آن استفاده می کرد. و همان طور که در قبل هم گفتیم مبارزه بین یوعه و دون فان را می توان به مبارزه بین یک کودک یک ساله با یک نوجوان 12 ساله مثال زد.

امیدوارم این نقد و توضیحات مورد قبول شما باشد. در ادامه سعی می کنیم به مقایسه سایر بزرگان بپردازیم.

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 1:13 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظر یکی از دوستان

نویسنده: مهدی

قسمتي از صحبتهاي استاد فان جان و چونشو در آخرين دقايق سريال درباره قدرت بي نظير و بي همتاي لينخو حجم فايل خيلي کمه به يک مگا هم نميرسه حتما دانلود کنيد در ضمن من يه بار ديگه مي گم اگه قرار بود لينخو با دون فان در آخر سريال مبارزه کنه فکر کنيد استاد فنچيان بزرگ و رييس رن و استاد فان جان با هم متحد بشن و براي کشتن دون فان مبارزه کنند در اين صورت شما فکر مي‌کنيد کي پيروز ميشه دو فان ويا سه سبک بزرگ و برتر از اساتيد بزرگ که در وجود لينخو بود و لينخو به راحتي با تلفيق اين سه روش مي توانست دون فان رو شکست بده

فایل شما باز نشد. جهت آپلود از سایت http://new.iranupload.net استفاده کنید.

 

این هم جواب شما

نویسنده: فنچینیان

سلام به دوستان

از نظر من حتی اگر آن 3 هم با هم می‌آمدند و اگر دون فان از تمام قدرت کنگفوی کویی خوی‌بادین استفاده می‌کرد می‌توانست در نهایت بر هر سه غلبه کند.

لینخو یک نفر بود و در تمام کنگفوهای به ارث رسیده اش تازه کار. من بازم میگم در نهایت او مغلوب بود و باید این را بپذیرید که دون فان بوبای قدرتی فراتر از حد یک استاد کنگفو داشت.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 1:12 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

نقد افسانه شجاعان

 

توضیح: در این نقد ما بیشتر بر روی قسمت 17 و 18 صحبت می کنیم قسمتهای قبلی و بعدی را در فرصتهای بعدی تحت نقد و بررسی قرار می دهیم.

 

ین ین در اخر قسمت 14 یک تار و یک دفتر موسیقی به لینخو هدیه داد. ین ین به دنبال پدرش می گشت و وقتی در گروه یان یان تین با او صحبت می کرد این نکته خیلی نظر من را جلب کرد که یان با همه خیلی خشن صحبت می کرد ولی با شنگو خیلی مودبانه؟ ( فیلم این قسمت را با نام شنگوی بزرگ برا ی دانلود قرار دادیم ) شنگو مقام بالا و مقدسی بود که به گفته برادر شیان شنگو به معنی ملکه است. شنگو به مقام ملکه شمشیر زنی رسیده بود . شنگو بعد از ترک گروه پیش خدمتکارش رفت و به او گفت همه در تپه ویا جمع شدند چرا به من نگفتی. شنگو از این موضوع اطلاع نداشت.

ما یک چیز را هرگز نباید فراموش کنیم شنگو علاوه بر قدرت و کنگ فوی خوب، هوش بسیار بالایی نیز داشت او دختر زرنگی بود که قبل از هر کاری یک برنامه بسیار عالی پیاده می کرد و طبق برنامه پیش می‌رفت تا به هدفش برسد ( بر عکس لینخو که بی فکر بود ) او تصمیم گرفته بود که لینخو را بدست آورد و برای همین به تپه ویا رفت او دوباره در شکل خانم بزرگ پیش لینخو رفت و لینخو از اینکه خانم بزرگ را می بیند خوشحال بود و شروع به صحبت با خانم بزرگ شد.

ولی سه نفر خلوت انها را به هم زدند. ولی چرا آن سه نفر می خواستند شنگو را دستگیر کنند. شنگو که کاری نکرده بود. ولی لینخو حق آنها در کف دستشان گذاشت و دو نفر از انها را کشت.

خانم بزرگ با زیرکی به لینخو گفت که من را تا رسیدن به مقصد همراهی کن، به این ترتیب ین ین باز هم در کنار لینخو بود و در راه با یکدیگر صحبت می کردند البته لینخو در طی راه یک بار قولش را فراموش کرد ... ؟

 در موقع راه رفتن می توان خوشحالی را در صورت و چهره ین ین دید او با تمام وجود خوشحال بود. ین ین مثل کسی شده بود که از خوشحالی بال در آورده بود ولی افسوس که این شادی ین ین زیاد طول نکشید. با دیدن لبخندهای ین ین واقعا به من هم احساس خوشحالی دست می داد.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

در مهمان خانه یک گروه نشسته بودند. رییس انها گفت تو با چند نفر برو بیرون و مواظب باش اگر شنگو امد خبر بده. او می خواست خبری از شنگو بدست آورد پس چرا وقتی شنگو امد چشمهای خودش را کور کرد، چرا می خواست وفاداری خود را به شنگو نشان دهد مگر در حق شنگو چه خیانتی کرده بود و سرانجام چرا شنگو انها را تبعید کرد؟

لینخو بعد از تبعید ان گروه عصبانی شد و مهمان خانه را ترک کرد ولی با دیدن ان راحب به مهمان خانه برگشت و سعی کرد از خانم بزرگ حمایت کند.

ان راحب و شاگردش مثل دو وحشی به یک خانم حمله کردند ولی این از مردانگی به دور است که یک مرد به یک خانم ان هم بدون هیچ دلیلی حمله کند لینخو گفت من آن دو نفر را دیشب در تپه ویا زخمی کردم پس چرا ان دو نفر به شنگو حمله کردند، نه به لینخو؟

لینخو بعد از حمله راحب جلوی او را گرفت و گفت من اجازه نمی دهم که خانم بزرگ را با خودت ببری، البته لینخو مثل همیشه کمی دیر وارد شد، لینخو بعد از مجروح شدن خانم بزرگ جلوی راحب را گرفت نه قبل از ان؟ ولی بالاخره لینخو جلوی راحب را گرفت ( همه فکر می کنند که راحب ها ادمهای خوبی هستند ولی اینجا نشان داد که راحب ها چندان هم ادم خوبی نیستند ) و گفت من از ایشان حمایت می کنم. فان شان: می دانی اون کیه؟ لینخو: او هرکی هست برای خودش است. لینخو زندگی کوتاهی داره و فقط در دنیا این را میدونه که خانم بزرگ از هیچ محبتی نسبت به من دریغ نکرده، پس من ازش حمایت می کنم. ما وقتی باید به کسی حمله کنیم که برای دیگران مزاحمت درست کرده نه کسی که در خانه خودش نشسته و از دیگران دور است.

Image hosted by allyoucanupload.com

 

بالاخره لینخو با ان راحب وارد مبارزه شد ( این یکی از صحنه های زیبای فیلم بود حمایت لینخو از ین ین ) و بالاخره راحب از انجا رفت لینخو در خوردن حب به خانم بزرگ کلک زد و بالاخره کنجکاوی لینخو در دیدن چهره خانم بزرگ کار خودش را کرد او با دیدن شنگو گفت شنگو تویی؟

اما لینخو باز هم فکر نکرده کار کرد، لینخو به این مساله توجه نکرد که:

  • کسی که در لویان به او موسیقی یاد داد همان شنگو بود
  • کسی که دو بار جان لینخو را نجات داد همان شنگو بود
  • لینخو گفت من کویر خشک سوزانم و از محبت سیرآب نمی شوم، کسی که لینخو تشنه محبت او بود همان شنگو بود
  • لینخو گفت اگر من تمام دنیا را بگردم نمی توانم مهربانی مثل شما را پیدا کنم ،کسی که مهربان‌ترین ادم دنیا بود همان شنگو بود.
  • و .....................

لینخو به دلیل اینکه زود قضاوت کرد به عوامل بالا توجه نکرد و فکر نکرده انجا را ترک کرد.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

ولی شنگو این بار قلبش شکست که لینخو فهمید او کیست و او را ترک کرد. در مورد این صحنه من همیشه این جمله را گفتم که ( عشق قدرت زیادی دارد ) این قدرت عشق ین ین بود که بعد از ترک مسافرخانه عصبانی شد و تمام وسایل انجا را شکست ولی باز هم این قدرت عشق ین ین بود که دوباره دنبال لینخو رفت.

ین ین بعد از اینکه وسایل انجا را شکست کمی ارام شد و دوباره برای پیدا کردن عشقش راه افتاد. لینخو در زیر آبشار بیهوش افتاده بود و چند نفر از گروه چین چن می خواستند او را بکشند ولی با رسیدن شنگوی بزرگ پا به فرار گذاشتند. البته اگر شنگو دیرتر رسیده بود، لینخو حتما مرده بود. در کل سریال ین ین چند بار جان لینخو را نجات داد؟

شنگو لینخو را بغل کرد و بالای یک تپه برد و حب را در دهان لینخو گذاشت سپس دستش را روی قلب لینخو گذاشت وقتی که دید هنوز قلب لینخو دارد می تپد قلب ین ین هم ارام گرفت. از اینکه لینخو هنوز زنده و سلامت است خیالش راحت شد.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 وقتی لینخو بیدار شد دید که در یک اتاق است و از پشت در به حرفهای شنگو و اقای زو گوش می داد. تا اینکه..........

شنگو گفت من می خواهم یک نفر را بکشید، او لینخو چون از گروه خوآشان است. وقتی اقای زو رفت لینخو بیرون امد و شمشیرش را کنار ین ین گرفت و گفت لازم نیست برای کشتن من اینقدر زحمت بکشی. ولی لینخو باز هم به این نکته توجه نکرد که وقتی او بیهوش بود چه کسی او را به ان اتاق اورده بود . ( قدرت شمشیر بیشتر است یا اشک )

لینخو: من دلم برای خانم بزرگ تنگ شده، او نسبت به من خیلی مهربان بود! ین ین: یعنی اون مهربان بود و من نامهربان، پس برو .

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

لینخو می خواست برود که ین ین گفت: اگه از تپه بروی انها تو را می کشند. ولی لینخو گفت در عوض تو راحت می شوی، این مهمتر از زندگی من است. قبول عشق ین ین از طرف لینخو کمی سخت بود و ین ین باید تلاش زیادی می کرد تا لینخو هم عشق او را قبول کند و او هم ین ین را دوست داشته باشد. لینخو از مردن نمی ترسید و حاضر بود انجا را ترک کند ین ین دیگر نمی دانست چکار کند او دوید و پیش لینخو رفت وقتی دید که لینخو عشق او را قبول نمی کند بغضش ترکید و اشکهایش سرازیر شد، در ان موقع قلب لینخو هم تحت تاثیر عشق ین ین قرار گرفت.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

بعد از ان هر دو کنار اتش نشستند و با یکدیگر صحبت می کردند. در گروه مینشان یکنفر برای یان از شنگو خبر اورد و در اخر گفت می خواهید برای او تله بگذاریم، ولی یان گفت تو چطور جرات کردی به شنگو بی احترامی کنی. این تعصب یان نشان می دهد که مقام شنگو، مقام بسیار بالا و قابل احترامی است که به غیر از رییس گروه هیچ کس حق دستور دادن به شنگو را ندارد.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

ین ین برای مداوای لینخو حاضر بود دست به هر کاری بزند و به او گفت به معبد شائولین برود تا مداوا شود. ولی لینخو نا امیدانه گفت من بیش از 100 روز زنده نیستم. و این حرف باعث شد تا ین ین گریه‌اش بگیرد. و از اینکه امکان دارد برای لینخو مشکلی پیش بیاید ناراحت شد ولی لینخو هم نباید جلوی نامزدش اینطوری نا امیدانه حرف میزد.

روز بعد لینخو و ین ین، به خانه ین ین در محله لویان رفتند.

لینخو به ین ین گفت تو منتظر کسی هستی ین ین گفت آره تواز کجا فهمیدی . لینخو گفت استاد پخته شاگرد باهوش تربیت می کند (در اینجا منظور لینخو از استاد پخته خانم بزرگ یکصد ساله بود خانم بزرگ مثل یک استاد به لینخو موسیقی یاد می داد و لینخو را نصیحت می کرد از نصیحتهای خانم بزرگ می‌توان به، انتقام از عقل به دور است شجاعت در بازوی انسان نیست بلکه در تفکر انسان است، انسان در هر مقامی می‌تواند به دیگران کمک کند این یک اصل است هرگز فراموشش نکن، ....... اشاره کرد )

گروه چین چن از مردن یکی از شاگردانش ناراحت بود و می خواست از لینخو انتقام بگیرد، چن بویو هم به دستور زومین می خواست لینخو را بکشد و گرو بی اصل و نصب هم به خاطر کور شدن می خواست لینخو را بکشند.

اما یک نکته که در فیلم معلوم نشد این گروه ها ادرس این خانه را از کجا اوردند . یان یان تین، معاون دون فان به یک نفر گفت که برای کشتن لینخو ادرس این خانه را به دشمنان لینخو بدهید تا او را بکشند. سرانجام این گروه ها به این خانه رسیدند. و لینخو برای مبارزه با انها بیرون رفت. اما چرا ین ین از اول با لینخو بیرون نرفت و بعدا به کمک او رفت. لینخو قبل از بیرون رفتن به ین ین گفت اینها دشمنان من هستند و من نمی خواهم تو درگیر این مسایل بشوی. به همین علت بود که ین ین به خاطر احترام به حرف لینخو در ابتدا به میدان مبارزه نرفت ولی با استرس و نگرانی به مبارزه لینخو نگاه می کرد تا اینکه دید دیگر لینخو قادر به مبارزه نیست به میدان رفت و مشغول مبارزه شد و حتی در مبارزه زخمی هم شد و بعد از مدتی بارزه به علت خستگی زیاد ناشی از مبارزه و زخمی شدن دیگر قادر به مبارزه نبود. او خسته و بی نفس بالای سر لینخو رفت.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

 ین ین زخمی شده بود و از دهانش خون می چکید وقتی بالای سر لینخو ایستاده بود این خونها از لب ین ین جدا می شد و بر روی لب لینخو می چکید. این خون ها حاصل فداکاری و عشق ین ین به لینخو بود. لینخو با چکیدن این خونها بیدار شد و دوباره مشغول مبارزه شد.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 و در پایان دوباره بیهوش شد لینخو در اخرین کلمات به ین ین گفت بعد از اینکه من مردم من را به خوآشان ببر ولی ین ین گفت: تو نباید بمیری اگر تو بمیری من هم با تو می میرم.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

بعد ین ین لینخوی بیهوش را پشتش کرد و به معبد شائولین برد. اگر لینخو در اخر بهوش نمی امد امکان داشت ین ین و لینخو هر دو با هم در انجا بمیرند. لینخو به ین ین گفته بود که مریضی من خوب شدنی نیست و بیشتر از 100 روز زنده نیستم ولی این باعث نشد که از علاقه ین ین به لینخو کم شود و او همچنان بر عشق خود پایدار بود. و حتی حاضر شد لینخو را به معبد شائولین ببرد در حالی که می دانست معبد شائولین از او بدشان می اید. ولی او برای نجات جان لینخو هر خطری را به جان خرید.

تا به حال ین ین چند بار جان لینخو را نجات داده و در کل سریال چند بار جان لینخو را نجات داد . خیلی ها فکر می کنند که لینخو شخصیت اول داستان بود ولی اگر ین ین نبود هرگز لینخویی وجود نداشت. به نظر من ین ین از هر نظر شخصیت اول سریال بود شخصی که باعث شد قهرمانی مثل لینخو زنده بماند ولی ایا لینخو یک قهرمان بود؟

ایا لینخو در اینده قدر این فدارکاری ین ین را دانست، ایا لینخو توانست این فداکاری ین ین را جبران کند.

لینخو نه تنها نتوانست این فداکاری ین ین را جبران کند بلکه در حق ین ین کم لطفی هم کرد. ای کاش لینخو بیشتر قدر ین ین، فداکاری ین ین، و عشق ین ین را می دانست.

بقیه مطالب را نیز در نقد قبلی که مربوط به معبد شائولین و رفتار فان جان با شنگو می شود را نیز بیان کردیم.

 

هستی بخش جهان عشق آفرید و از عشق روشنایی آمد پدید. در آخر سریال یوعه قصد داشت همه را نابود کند و خودش یکه تاز جهان باشد. یوعه قصد داشت تا تاریکی را بر جهان حکم فرما کند ولی لینخو یوعه را کشت و تاریکی را نابود کرد اما این ین ین بود که باعث شد لینخو زنده بماند و تاریکی نابود شود برای همین است که می گویند: و از عشق روشنایی آمد پدید.  

 

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 17 فروردین1387 و ساعت 0:14 | موضوع: تالار افسانه شجاعان

 

جواب یکی از دوستان به نقد قبلی

نویسنده: مهدی

به نظر من لینخو اگه قرار بود در قسمت آخر با دون فان مبارزه کنه می تونست دون فان رو شکست بده مگه یوعه کتاب کوی خویی بادین رو نخونده بود در قسمت آخر لینخو به راحتی یوعه رو با چند حرکت شکست داد و وقتی یوعه به لینخو حمله کرد و شمشیر رو در کتف لینخو فرو کرد لینخو با استفاده از کنگ‌فوی ویژه تونست یوعه رو پرتاب کنه. در واقع کنگ فوی دون فان بدون شمشیر بود و با استفاده از کلاف و نخ و در هم تنیدن آنها با هم بود و قسمتی از کتاب که شمشیر داشت همون شمشیر زنیه پیشرفته بود که دست یوعه افتاده بود.

 چون کتاب به دو قسمت مجزا تقسیم شده بود ولی هر دو قسمت همون کوی خوی بادین بودنند و لینخو با سه سبک و روشی که از استاد فنچنیان که همون شمشیر زنیه ویژه است، روش رییس رن که همون کنگ فوی ویژه و کتاب معبد شائولین که کتاب بی نظیر و روش تمرکز و نیروی ای جین جین بی نظیری است که حتی استاد فان جان هم گفت که هر کسی نمی تواند از این کتاب استفاده کنه. با این سه روش لینخو به راحتی می تونست که دون فان رو شکست بده.

در اون مبارزه که چهار نفری با دون فان داشتند اگه لینخو کتاب معبد شائولین رو می خواند به تنهایی می‌تونست از پس دون فان بر بیاد کتاب معبد شائولین شاید در اندازه های کتاب فن شمشیر زنی پیشرفته نباشه ولی کمتر از اون هم نیست. در جواب نظر علی ذاکری در ضمن من فنچینیان نیستم.

( توضیح: ما دو دوست در این وبلاگ داریم که نام هردو مهدی است البته برای جلوگیری از اشتباه مطالب یکی از آنها را با نام مستعار فنچینیان می نویسیم )

 

نویسنده: فنجینیان

سلام به دوستان خوب خصوصا علی آقا.

اول خواستم به جناب شنگو عرض کنم که از دوستی که اون مطلب فوقالعاده پی دی اف تشکر مخصوص کن چون اطلاعات شگرفی در مورد سریال به من داد که بدجوری منو تحت تاثیر قرار داد.

باید بگم که از ابتدای داستان یوئه ترسی از زومین نداشت و منتظر فرصتی بود که با او تسویه حساب کنه ولی از سبک قدرتمندش خبر نداشت. همانطور که خودت اشاره کردی هر گاه از نوع خاصی از کنگ‌فو در سریال می‌خواست استفاده بشه با صدا مشخص می‌شد و من در همون نظر اولم در مورد اون قسمت که با پاش از کنگ‌فوی شمشیرزنی استفاده کرد نظرم را گفتم و آن را تایید کردم به عنوان تنها صحنه استفاده از این نوع کنگ‌فو در آن مبارزه....

در مورد اون گروه نقابدار هم باید بگم در اون هنگام دیگه کاری از دست یوئه بر نمیومد چون بدن اون بی حس شده بود و عملأ باید گفت چن وویو خیلی بد موقع رسید.

یک نکته ای شما گفتید فنچینیان سالها با بخش شمشیرزنی سانفلاور تمرین کرده بود...ولی سبک لیمپین که ماله همون کتابهای مخوفه و کنگفوی فن چینیان چیز دیگری نام داشت( Nine Swords of Dugu).

 

نکته بسیار مهم: نام شمشیر زنی دونفان بوبای سانفلاور بود یا شمشیر زنی پیشرفته و نام شمشیر زنی فن چینیان روش شماره 9 یا شمشیر زنی ویژه بود این دو روش با یکدیگر تفاوت دارند لطفا اشتباه نکنید.

بحثی که در مورد شکست دادن میکنید من را یاد بحث پارسال با شنگو انداخت:

ما اتفاقأ یوئه را هم در مبارزه ای خیالی در برابر دن فان بوبای گذاشتیم... ولی جالب اینجا بود که هر دو با هم به این نکته هم رسیدیم که یوئه بوچون اصلأ قادر نبود با دون فان بیشتر از چند دقیقه مبارزه کند... چون واقعأ دون فان خیلی حرفه‌ای تر و قدرتمند تر از یوئه بود نبردی بین یک کودک 12 ساله و یک نوزاد 1 ساله را باید مثال این ماجرا بزنم.

نمیدانم نظر شنگو چیه ( شنگو: مثال بالا را که خود من زدم! ) ولی بازم میگم از نظر من دون فان بوبای مثل جد لین پین جی در دنیای هنرهای رزمی در دوران خودش نفر اول بود و حریف نداشت...

واگر قرار بود در قسمت آخر با لینخو مبارزه کنه به سختی ولی در نهایت پیروز ماجرا بود.

 

نویسنده: فنجینیان

سلام آقا مهدی

نظرت را خوندم.

باید بگم درسته که در سریال دو نوع دست نوشته دیدیم ولی این دو فرقی با یکدیگر نداشتند و از نظر من و با اون فایل پی دی اف که شنگو گذاشته و من اونو خوندم به شخصه به این نتیجه رسیدم که کوی خوی‌بادین که در دستان دون فان بوبای بود کتاب کامل تری نسبت به فن شمشیر زنی پیشرفته بود به این دلایل که اونی که دست دون فان بود حاصل ادغام دو بخش دست نوشته از دو استاد خواشان بود که به طور کامل آن روش ها را می‌دانستند و خود نوشته بودند ولی کتاب خانواده لین از جدشون راهبی که پیش این دو استاد خواشانی رفته بود برای آشتی دادن این دو به دست آمده بود که این شخص به بهانه کمک به استادان برای فهم کتاب برای خود نسخه ای از هر دو برداشته بود و روی ابای خود نوشته بود و آن تبدیل به ان کتاب شد.

اون کتاب در بین جامعه جنگجویان نظیر نداشت و باید بگم که قدرتی که این نوع کنگ‌فو به رزمیکاران میدهد فراتر از هر نوع کنگفویی هست به شرطی که به طور کامل تمرین و یادگیری شود و باید بگم که هنر دون فان فقط با سوزن و کلاف نبود و او فقط بخشی از فنون ان کتاب را اجرا کرد و بخش دیگر هنر شمشیر آن بود که قبلا گفتم هنگامی از آن استفاده کرد که دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود با این حال قدرتش، ویران کننده بود.

من نمیگم کتاب شائولین و فنون فن چینیان و کنگفوی ویژه کم کنگفوهایی بودند ولی باید این نکته را بگم که در یک مبارزه در یک لحظه نمی‌شود از تمام این فنون استفاده کرد و هر کس شگرد مخصوص خود را در مبارزه دارد و بنا به موقعیت از یک نوع کنگفوی خاص استفاده میکند و من فکر میکنم لینخو در مبارزه هنر فن شمشیر زنی شماره نه را مقدم به بقیه بداند و دون فان هم مبارزه با نخ و سوزن.

 

جواب یکی از دوستان به نقد بالا

نویسنده: علی زاکری

آقا مهدی من هم با شما موافقم که لینخوی آخر داستان می توانست دونفان را شکست دهد و منظور من همین بود. ولی جواب آقای فنچینیان:

باید بگم که استاد فان جان و استاد چون شو در معبد شائولین راست می گفتند که هیچ کس بهره ی کامل از این کتاب نبرده است حتی دونفان. به نوشته ی جناب شنگو توجه کنید.

سالها پیش دو استاد از هوآشان در مسافرت خود به شائولین به دست نوشته ای از یک مرد مقطوع النسل برخوردند که Sunflower نام داشت. (بنده از آشنایی این شخص از روش فوق اطلاعی ندارم.) برای بهره بری از این روش هر دو استاد سعی کردند که هر کدام نیمی از این دست نوشته را به یاد بسپارند. اما در بازگشتشان به هوآشان متوجه شدند که حفظیات آنها با هم ناسازگار است و نمی توانند از آن به نتیجه ای برسند. هر کدام از آنها حافظه خود را صحیح دانسته و همین باعث بروز اولین اختلافات میان این دو استاد هوآشان شده که نهایتا منجر به تشکیل دو حزب با نام های نیروی درون و دیگری مهارت شمشیر شد که بعدها منجر به ضعف کلی هوآشان گردید.....

استاد بزرگ شائولین بعد از اینکه از طبیعت خطرناک روش کنگ فوی Sunflower مطلع شد، سریعا راهبی را به سوی هوآشان فرستاد تا اساتید آنجا را از استفاده از این روش غیر اخلاقی منصرف کند. نام آن راهب Du Yuan بود. دو استاد هوآشان هر کدام حفظیات خود را برای این راهب بازگو کردند و راهب پنهانی و با حیله گری و البته توان استنباط بالای خود توانست متن کامل و صحیح روش کنگ فوی Sunflower را دور از چشم دیگران تکمیل کند و یک نسخه از آن را روی عبای خود بنویسد.

Du yuan  با استفاده از حفظیات دو استاد از هواشان آن کتاب را نوشت و امکان بسیار زیادی وجود دارد که حفظیات آن دو استاد کامل و بدون هیچ گونه اشتباهی نباشد. آنها فقط آن کتاب را حفظ کرده بودند و نیز در هنگام تبادل افکار خویش احتمال داشت در مورد آن نوشته ها کلمات را کمی اشتباه می کردند با توجه به اینکه آن دو استاد بودند ولی کنگ‌فوی فوق حد بالایی از انها داشت و نیز حفظی بود.

و نیز احتمال داشت که du yuan کمی در بازنویسی کتاب فوق تصرف کند. و با نادیده گرفتن نوشته ی در دست دونفان که کپی بود هیچ کس کتاب سان فلاور را کاملا نمی دانست. (به غیر از آشنایی احتمالی آن مرد مقطوع النسل)

در مورد گارد یوئه هم تکمیل کنم که یوئه آماده ی استفاده از این روش بود ولی فرصت حمله نداشت.

در مورد جنگ یوئه با گروه سیاه پوش اضافه کنم که اگر یوئه قوی بود بی حس نمی شد و این بی حسی به زمانی بر می‌گردد که پس از شکست خوردن کلی نیرو از دست داده بود چون یوئه تمام توانش را گذاشته بود.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در جمعه 16 فروردین1387 و ساعت 12:45 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

جواب یکی از دوستان به نقد قبلی

نویسنده: علی ذاکری

سلام گرم بنده به جناب فنچینیان گل و استاد شنگو.

یوئه چون خیلی ماهر شده بود و خیلی به خودش اعتماد به نفس داشت زومین را به نبرد دعوت کرد. و مطمئن بود که بر او فایق می آید. نظر من این است که یوئه فقط در صحنه ی آخر از کنگ‌فوی پیشرفته استفاده نکرد. از گنبد بگذریم.

درواقع چون زومین سریع حمله کرد یوئه فقط اجازه ی دفاع از خود را داشت و از چنگ زومین فرار می‌کرد تا در فرصت مناسب او را بکشد. چون یوئه تازه آن روش را یاد گرفته بود هنوز بر آن تسلط کامل نداشت و این هم می توانست یکی از دلایل غافلگیری او باشد. یوئه می خواست در دفعات محدودی از کنگ‌فوی پیشرفته استفاده کند تا کسی چیزی نفهمد. ( غیر از زومین که او نیز خواهد مرد و آشنایی با کوئی خوابادین ندارد )

ولی بر خلاف این در هنگام دفاع نیز از قسمتی از این کنگ‌فو استفاده می کند. لطفا فیلم را بار دیگر به دقت تماشا کنید.

در قسمتی از مبارزه به جایی رسیدند که چهار ستون داشت. یوئه به بالای یکی از ستون ها رفت و بعد زومین به او حمله کرد. حالا به دقت په پای یوئه توجه کنید. که باز هم کنگ‌فوی نامبرده مشهود است. و سرعت دفاع او نیز مثل زومین سر سام آور شده بود.

و نیز شما می گویید که یوئه خودش از آن گروه شیطانی سیاه پوش که لینخو آنها را کور کرد شکست خورد. در این هنگام فنگ رفت به خانم تجاوز کند و یوئه مثل موش حرفی برای گفتن نداشت و از زنی که اینقدر دوستش داشت نتوانست دفاع کند که لینخو به دادشان رسید.

در مورد دون‌فان هم با شما موافقم که می توانست فنچینیان را شکست دهد چون اگر چه فنچینیان سالها با بخش شمشمیر کنگ‌فوی سانفلاور تمرین کرده بود ولی دون‌فان سالهای متمادی علاوه بر بخش شمشیر زنی با بخش نیروی درونی آن نیز تمرین کرده بود.

ولی دون‌فان حریف لینخوی آخر داستان نمی شد. چون لینخو یوئه ای را شکست داد که هم رتبه با دون‌فان بود گرچه ناشی تر.

دون‌فان و یوئه هر دو رن را شکست دادند. اگر به مبارزه ی دون‌فان با رن در باغ توجه کنید می‌بینید که رن حریف دون‌فان نیست و هم چنین رن حریف یوئه هم نمی شد و یوئه با قدری معطلی نسبت به دون‌فان رن را کشت.

لینخوی آخر داستان، می توانست دون‌فان را شکست دهد ولی با قدری معطلی نسبت به کشتن یوئه.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در پنجشنبه 15 فروردین1387 و ساعت 0:22 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

جواب یکی از دوستان به نقد قبلی

نویسنده: فنچینیان

سلام به دوست عزیز علی آقا و شنگوی عزیز.

خیلی ریز بینانه سریال را تماشا میکنی.

ولی باز هم باید مواردی را ذکر کنم.

در مورد مبارزه دون فان من هرگز این مطلب را نگفتم و درست مطلب من را متوجه نشدی.... دون فان بوبای مبارزه را آسان گرفته بود و فقط با قسمتی از کتاب کوی خوآبادین به مبارزه آن چهار نفر آمد فقط قدرت درونی کوی خویآبادین و سوزنها.

باید به حرفهای استاد فانجان و چونشو در معبد خنشان اشاره کنم که گفتند هیچکس بهره کامل از این کتاب را نبرده ولی باید بگم دون فان بوبای این بهره را به طور کامل در آن 12 سال برد و بدون شک تمام کتاب و فنون منحصر به فردش را آموخته بود. و راستی نیروی درونی کوی خوآبادین را دسته کم نگیرید. رن وشین و لینخو هر دو با استفاده از کنگ‌فوی ویژه و با کمک یکدیگر توانستند نیروی درونی کوی خوآبادین دون فان را بی اثر کنند که نشان از قدرت استثنایی آن نیرو داشت.

در مورد گارد یوئه حق با شماست ولی من باید اضافه کنم که این گارد برای او یک عادت شده بود از وقتی که این کنگ‌فو را یاد گرفته بود که در اکثر صحنه ها که حتی او مشغول گفتگو با دیگران هم بود به وضوح قابل رویت بود و نمی‌شود آن را صرف استفاده از کنگ‌فوی شمشیزنی پیشرفته نامگذاری کرد. باید در مورد استفاده از این نوع کنگ‌فو در مبارزه تایید کنم صحبت شما را در همان صحنه که شما گفتید و من در پاسخهای قبل به آن اشاره کردید (بالای گنبد و پاهای یوئه) من فقط آن صحنه را قبول دارم.

 و در مورد خرابی های به بار آمده و فرو ریختن گنبد هم به وضوح معلوم بود که وقتی یوئه دید نیروی درونی زومین قدرتمند است و حریف آن نمی‌شود دست او را به طرف گنبد منحرف کرد و حاصل آن خرابی فقط نیروی درونی زومین بود که در صحنه ای بعد و خرد شدن چوبی در اثر جا خالی دادن یوئه به وضوح معلوم بود. ولی از نظر من حمله از طرف زومین باعث غافلگیری خود او شد و باعث فرود بد و شکستن چوب کف شد و در ادامه مبارزه بود که یوئه با نیروی سرد درونی زومین غافلگیر شد و در نهایت مجبور شد از کنگ‌فوی شمشیر زنی پیشرفته استفاده کند.

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 0:0 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

سوال و نقد یکی از دوستان

نویسنده: علی ذاکری

جوابی دیگر به آقا مهدی(فنچینیان) در مورد دون‌فان و لینخو:

اگر به مبارزه‌ی فان شان (شاگرد ارشد فان جان) با لینخو در آن رستوران توجه کنید در لحظات اول لینخو خیلی ضربه خورد و به نظر می رسید که هیچ چی بلد نیست ولی وقتی به هوا برخواست و سر فان شان را نشانه گرفت، فان شان خیلی ترسید و چند قدم به عقب برداشت، و قسمت جذاب اینجا بود که وقتی شمشیرش با زمین بر خورد کرد ( این قسمتی از شمشیر زنی ویژه است که قابل مهار نیست و فقط فنچینیان می تواند آن را مهار کند ) با استفاده از نیروی وزن و مقاومت ایستایی شمشیر به فان شان ضربه زد و او را نقش بر زمین کرد.

در مبارزه ی بین لینخو و دون فان وقتی لینخو به طرف دون فان حمله برد و بقیه فقط ناظر بودند لینخو در ابتدا ضربات زیادی را خورد و در نهایت به هوا برخاست و با شمشیر فرود آمد و این لحظه ای غیر قابل مهار بود. گول برادر دون‌فان ( یان یان تین ) را نخورید، که دون‌فان بعد از، کار از کار گذشتن به سراغ او رفت بلکه در مبارزه ی آخر بین یوئه و لینخو، لینخو هر بار سعی می کرد در هوا مبارزه کند البته چون کنگ‌فوی بعدی را نیز یادگرفته بود در روی زمین نیز می توانست از پس یوئه و دون‌فان و هر کس دیگری به غیر از فنچینیان بر آید.

 

جواب یکی از دوستان به نقد بالا

نویسنده: فنچینیان

سلا به علی آقا

بازم باید کلماتی را بگویم.

من بغیر از دقیقه ای که گفتم در مبارزه یوئه اثری از کتاب فن شمشیرزنی پیشرفته ندیدم. بارها سریال را دیدم ولی اثری ندیدم. من مطمئنم چون کنگ‌فوی شمشیر زنی پیشرفته و قدرت آن را میدانم. باور کنید سطح مبارزه زومین و یوئه تغریبا برابر بود البته نه در مورد نیروی درونی و فقط در مورد هنر شمشیرزنی. راستی یادم رفت در مورد یک جمله در ابتدای مبارزه که شما به آن اشاره کردید بنویسم. در مورد غافلگیر شدن زومین باید بگم که زومین در اون صحنه می خواست مبارزه را با حرکتی نمایشی آغاز کنه که با توجه به حمله یوئه کمی در نقطه فرود دچار مشکل شد و روی چوب اول که شکست فرود آمد و در حالی که داشت تعادلش را از دست میداد با استفاده از قدرتش خودش را جمع و جور کرد. (یک صحنه ساده بود). من حرفم اینه که قدرت شمشیرزنی اون کتاب بسیار بالا بود و من هیچ صحنه قدرتمندی در مبارزه یوئه با زومین جو ندیدم که همانند صحنه مبارزه با رن باشد. اختلاف این دو مبارزه به حدی بود که من می‌گم مبارزه یوئه و زومین یک مبارزه معمولی و مبارزه رن و یوئه یک مبارزه حرفه ای است.

اما در مورد دون فان بوبای

من و استاد شنگو حدود یک سال پیش در مورد قویترین شمشیرزن با یکدیگر به تفاهم رسیدیم. و او هم دون فان بوبای را به این عنوان برگزید.

ما حتی در مبارزه ای خیالی بین فنچینیان و دون فان بوبای، دون فان بوبای را برنده اعلام کردیم...

این عینه اعتراف لینخو است که چهار نفری هم حریف اون نمیشدند و او حرف اول را میزند.

در مورد شمشیر زنی و نقطه قوت لینخو حق با شماست ولی شک نکنید دون فان می‌توانست از پس لینخو بر بیاید اگر لیانتین و شنگو تمرکزش را بر هم نمی‌ریختند.

باید بگم این اشتباهه که لینخو را بهترین رزمیکار در نظر بگیرید چون حتی در مبارزه فانشان هم اگر شمشیری در دست فانشان بود شاید لینخو زنده نبود.

فانشان بحثش جداست ولی دون فان شمشیرزنی کوی خوآبادین را هنگامی نشان داد که دیگر رمقی برای او نمانده بود و همه دیدیم که چه قدرت مخربی داشت...

به هیچ وجه نمی توانم قبول کنم که لینخو قادر به شکست دادن دون فان در حالت عادی بود و حتی در قسمت آخر ... قدرت دون فان فراتر از حد انتظار است.

 

جواب یکی از دوستان به نقد بالا

نویسنده: علی ذاکری

آقا مهدی شما می گویید که دون فان از ابتدا از کوئی خوا بادین استفاده نکرد و بعد از کشته شدن برادرش از آن استفاده کرد در صورتی که از ابتدا سوزن بازی و صدای مخصوص کوئی خوابادین مشهود بود.

و در مورد قدرت مخرب آن: بیشتر کنگ‌فوهای حرفه ای، قدرت مخرب دارند اگر این صحنه را به یاد داشته باشید که چطور رن قسمتی از کوه ها را به طور وحشتناکی منفجر کرد. قدرت مخرب و نیروی درونی رن بیشتر از دون فان بود ولی برگ برنده ی دون‌فان سوزن و سرعت و ظرافت مخصوص کوئی خوابادین بود.

در مبارزه ی بین یوئه و زومین به این قسمتها توجه کنید:

گارد اول یوئه که شمشیرش جلو بود و دست راستش عقب بود و بعد از آن شمشیر را از دست چپش به دست راستش آورد و دست چپش را جلو آورد و گارد مخصوص کوئی خوابادین را گرفت.

نیروی دو نفر که باعث فرو ریختن گنبد گردید. مشهود است که یوئه از کنگ‌فوی پیشرفته استفاده کرده است.

در قسمتی از مبارزه به جایی رسیدند که چهار ستون داشت. یوئه به بالای یکی از ستون ها رفت و بعد زومین به او حمله کرد. حالا به دقت په پای یوئه توجه کنید. که باز هم کنگ‌فوی نامبرده مشهود است.

من تا قسمتی با شما موافقم که یوئه به طور کلی از ابتدا نتوانست از کنگفوی پیشرفته استفاده کند ولی در چند جا دقیقا مشهود است که نام بردم. آن هم شاید به دو دلیل :

1- در اول زومین آنچنان سریع حمله کرد که یوئه غافلگیر شد و اکثرا دفاع کرد.

2- می خواست انرژی زومین را بگیرد و بعد او را راحت تر بکشد و خود را به راحتی لو ندهد.

وقتی به دون‌فان نگاه کنید می‌بینید که علاوه بر سوزن، مخلفات آن ( صدای مخصوص آن و انفجار ) دارای حرکات سریع بود و یوئه از اول دفاع کرد و در جاهایی از آن کنگ‌فو استفاده کرد که دور از دید حرفه ای ها بود و قطعا لیمپین قبل از پایان مسابقه بین زومین و یوئه، آن را فهمیده بود و خیلی پوز خند می زد. دلیل دیگر پوز خند های او تعجب یوتان خای بود. ( سرعت یوئه از ابتدای مسابقه از زمین تا آسمان فرق می‌کرد.)

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در سه شنبه 13 فروردین1387 و ساعت 2:13 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نقدی بسیار زیبا در مورد رابطه‌ی لینخو با شنگو

 

نویسنده: علی ذاکری

با کسب اجازه از محضر همه ی اساتید می خواستم مطالبی را درباره ی ارتباط لینخو با ین ین و شانار بنویسم.

در ابتدا لینخو و شانار رابطه ی نزدیکی داشتند و بعد ها قرار گذاشته بودند که با هم ازدواج کنند. وقتی افراد یوتان خای به دنبال لیمپین و پدر او بودند افراد یوتان خای پدرو مادر و خود لیمپین را دستگیر کردند. بعد بین لینخو و افراد یوتان خای در گیری در گرفت. لینخو یک یک همه ی آنها را شکست می داد تا یوتان خای در ادامه وارد شد. در این هنگام پیرمردی وارد صحنه شد (اسمش یادم نیست) که در ابتدای داستان با لینخو دوست شده بودند و به لینخو کمک کرد. شانار هم پدر و مادر لیمپین را آزاد کرد و با لیمپین رفت. وقتی پیرمرد و لینخو در راه بودند متوجه کسی شدند. پیرمرد گفت او شنگو از گروه شیطانی است. شنگو طی گفتگو هایی که با آن دو داشت از سخنان لینخو ناراحت شد و به او حمله کرد ولی با نگاه به چشمان لینخو و مشاهده ی معصومیت و شجاعت در چهره ی او به او آسیبی نرساند (محبت لینخو در دل شنگو افتاد ) و خواهش پیرمرد بهانه ای بیش برای رحم برای لینخو نبود.

اولین مبارزه لینخو با شنگو

 

وقتی تیان لینخو را در یک رستوران سخت مجروح کرد و پیرمرد از درمان لینخو عاجز ماند شنگو آمد و با روشی جالب لینخو را درمان کرد (صحنه ای که ارزش چندین بار دیدن را دارد). لینخو زندگی ین ین را از این رو به آن روکرده بود و به شدت در رفتار شنگو تاثیر گذاشته بود. وقتی لینخو و شانار به گروهشان ملحق شدند لیمپین برای در امان ماندن از دست یوتان خای و همچنین انتقام گرفتن در آینده به گروه یوئه ملحق شد.

بعد از مدتی یوئه لینخو را به خاطر مسائلی که می دانید ( بی نظمی، کمک به گروه شیطانی ) به غار تبعید کرد و ماجراهایی را که می‌دانید. غرض ارتباط قوی بین شانار و لینخو بود که باهم زندگی شاد و بدون جنگ و پلیدی ( مثل دو کودک ) را سپری می‌کردند تا اینکه لیمپین از لحاظ کنگفو قدری پیشرفت کرد که بتواند جوابگوی کنگ‌فوی شانار شود. چون بارها از دست شانار شکست خورده بود و برای همین روز و شب تمرین کرده بود. و رفته رفته ارتباط شانار و لینخو ضعیف و ارتباط شانار با لیمپین قوی تر شد. شانار لیاقت درک صداقت و معصومیت لینخو را نداشت ( اما لینخو نمی توانست کمک برادری خود را از شانار دریغ کند ) ولی شنگو از همان نگاه اول همه چیز را تا آخر خواند و سعی کرد با لینخو ارتباط برقرار کند. البته لیمپین هم پسر صادقی بود ولی خصوصیات خوب او با کوئی خوابادین به گور رفت.

یک شب بعد از اینکه لینخو شمشیر زنی پیشرفته را یاد گرفته بود و ارتباط شانار و یوئه با او ضعیف شده بود شنگو پیدا شد و لینخو را دید که در اسطبل خوابیده است ( و بی غروری لینخو را مشاهده کرد ) این باعث شد که شنگو لبخند محبت آمیزی بزند و محبت لینخو را هیچ گاه از دل بیرون نبرد و این محبت زمانی زیاد شد که وقتی شنگو را وادار به مبارزه کرد لینخو فقط از خود دفاع کرد و اجازه داد شنگو پیروز شود.

دومین مبارزه لینخو با شنگو

 

شبی دیگروقتی لینخو و شانار نزدیک برکه کنار هم بودند شنگو آمد و بعد لیمپین آمد و به شنگو حمله کرد. شانار از لینخو خواست که به کمک لیمپین برود ولی چون لینخو شنگو را مخفیانه دوست داشت این کار را نکرد. بعد یوئه ( مثل یک سگ وحشی ) آمد و شنگو را زخمی کرد. وقتی لینخو مرحم (دارو) را برای شنگو برد عشق لینخو در دل شنگو منفجر شد و اشک شادی از چشمان شنگو سرازیر شد.

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در سه شنبه 13 فروردین1387 و ساعت 1:18 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

جواب یکی از دوستان به مطلب قبلی

نویسنده: فنچینیان

سلام به آقا علی

خیلی خوب نوشتی باهات موافقم ودر مورد یوتانخی بگم که من علت پیروزی رن در مبارزه با فانجان از خودگذشتگی فانجان در مقابل یوتانخی بود وگرنه رن به همین آسونی نمیتونست مبارزه را ببره.

 

نقدهای جدید دوستان

نویسنده: مهدی

من توی این سریال عاشق ین ین بودم ولی لینخو، نمی دونم چه تریپی با این شانار داشت که همش می خواست به اون کمک کنه. توی اون قسمتی که رن با زومین جنگید و بعد آسیب دید و بعد توی برفا رفتند تا با تمرکز حال رن را خوب کنند به نظر من لینخو نباید به شانار کمک میکرد شانار به جهنم ین ین رو بچسب.

(ما هم عاشق ین ین هستم )

 

نویسنده: علی ذاکری

با عرض احترام به جناب شنگو - فن چین یان و همه ی اساتید.

به نظر من در سوال ها اشتباه شده است چون بنده این نکات را با ریز بینی بدست آوردم.

سوا ل های من این بود که. اصلا این قسمتها را به یاد بیاورید. وقتی یوئه با نامردی به لینخو حمله کرد ایلین و بقیه ی گروه به کمک لینخو رفتند و یوئه توانست با کمک بخش نیروی درونی کوئی خوابادین جلو ی آنها را بگیرد. یا وقتی که دون‌فان کلاف را به دور خود پیچیده بود و رن و بقیه به طرف او حمله بردند دونفان توانست با نیرویی نه تنها جلوی آنها را بگیرد بلکه نزدیک بود به آنها آسیب هم بزند. یا با ریز بینی در جنگ بین یوئه با زومین وقتی زومین توانست با نیروی سرد خود شمشیر یوئه را یخ کند به طوری که یوئه نمی توانست دست خود را از شمشیر جدا کند با استفاده از روش نیروی درونی کوئی خوابادین توانست دست خود را جدا کند.

قابل عرض به آقای فن چین یان: یوئه در مبارزه با رن در همان اول از کوئی خوابادین استفاده کرد. کوئی خوابادین تنها سوزن و منفجر کردن نیست شما وقتی دونفان کشته شد و ین ین و لینخو از پیش رن رفتند شاهد صحنه ای زیبا از تمرین لیمپین با استفاده از روش کوئی خوابادین بودیم به طوری سریع تمرین می کرد که تقریبا به صورت نامرئی حرکت میکرد. کنگفوی یوئه حتی جوابگوی آن گروه شیطانی نبود که لینخو آنها را کور کرد پس چطور می توانست با زومین قدرت مند مبارزه بکند بدیهی بود که کشتن او فقط با دو، سه حرکت برای زومین امکان پذیر بود پس یوئه با روش کوئی خوابادین با زومین مبارزه کرد و در اول یک ضربه به شمشیر زومین زد که باعت تعجب او شد. همچنین در قرارگاه زومین وقتی یوتان خای هر بار خواست به لیمپین حمله کند لیمپین سریع دفاع کرد ( هیچگونه سوزن و انفجاری در کار نبود )که بلافاصله ین ین و لینخو فهمیدند که روش دون‌فان است که این را زبانا نیز گفتند. پس صددرصد یوئه از اول با روش کوئی خوابادین مبارزه می کرد. موضوع اصلیمان را فراموش نکنیم.

پس وقتی موگافن پای لمپین را گاز گرفت لیمپین می توانست با استفاده از نیروی درونی کوئی خوابادین و بدون استفاده از دست، موگافن را به گوشه ای پرتاب کند. همان طور که دون‌فان و یوئه در جاهای مناسب این کار را کرده بودند. ولی به علت شاید بی تجربگی و فهم کم ( چون لینخو پس از یادگرفتن کنگفوی ویژه و شمشیرزنی پیشرفته به علت هوش زیاد هیچ گاه دچار بی تجربگی نشد ) و علاوه بر این لیمپین شاید کمی به علت ترس چون بارها مشهود بود که لیمپین به خود اعتماد به نفس می داد. به این دلایل لیمپین شکست خورد.

ولی لیمپین هیچ وقت از سوزن و روش فوق استفاده نکرد با اینکه همه می دانستند او کنگفوی پیشرفته را بلد بود و بی تجربگی لینپین لزوما دلیل این نمی باشد.

 

نویسنده: مهدی

توي قسمت سي و هفت مادر ايلين ( مادر همون دختر کچله ) ين ين و لينخو رو به زور گرفت و به زور مي خواست که لينخو با دخترش ايلين ازدواج کنه و گفت اگه با دخترم ازدواج نکني تو رو ميکشم لينخو در جواب گفت اگه مردي به کسي قول بده و زيرش بزنه درسته؟ مادر ايلين گفت: اين جور آدما از حيوون هم پست ترن. لينخو گفت: من به کس ديگه اي قول ازدواج دادم اون دختر به من خيلي محبت کرده اگه با کس ديگه اي ازدواج کنم از حيوون هم پست ترم اون هيچ وقت منو رها نمي کنه. حاضره به خاطر من جونشو هم بده

منم همين طور

نتيجه گيري:

لينخو هم بعد از گذشت مدتي به شنگو علاقه مند شد من فکر ميکردم که فقط شانار رو دوست داره. شنگو در بسياري از قسمتهاي سريال به خاطر رفتارهاي لينخو که يه حسي نسبت به شانار داشت کفري ميشد من هم همينطور آخه يکي نيست بگه اگه شانار رو دوست داشتي چرا باهاش ازدواج نکردي تا قسمت يازده، دوازده که با هم ديگه خيلي خوب بودن وقتي که شانار ازدواج کرد چرا اين قدر بهش توجه ميکردي که هم کفر شنگو رو در بياري هم اعصاب مارو خرد کني در ضمن شنگوي بزرگ و بسيار زيبا اصلا قابل مقايسه نبود با شانار زشت و بد ترکيب شايد يه جور حس اداي دين نسبت به شانار داشت بگذريم.

 

جواب یکی از دوستان به سوالات بالا

نویسنده: فن چینیان

سلام به آقا علی و سایر دوستان

به نکات ریزی اشاره کردی که تا به حال بیان نشده بود ... عالی بود.

من باید چند نکته را بگویم.

اول دستی که یخ شده بود به شمشیر و دست خود زومین بود دوباره دقت کن... باید یک چیزی را هم بگم خودتون گفتید در اون شب که لیمپین با یوتانخای مبارزه کوتاهی داشت ین ین و لینخو سریع فهمیدند که از کتاب فن شمشیر نیست پس چرا مال یوئه را به این سرعت نفهمیدند و در آخر مبارزه به آن اشاره کردند. من مطمئنم یوئه اصلا قصد نداشت آن روز از آن کنگ‌فو استفاده کند و صرفا می خواست با کنگفوی خواشان (زیشیان) ریاست ویوئه را تصاحب کند ولی غافل از آن که زومین حریفی قدرتمند است. شما کنگ‌فوی یوعه را قبل از یادگرفتن روش مخصوص کتاب فن شمشیرزنی نباید دست کم بگیرید درسته که ساده بود ولی خیلی یوئه ماهر و چابک بود این را خود زومین گفت که او لقب آقای شمشیر را یدک میکشد.

 

نقدهای جدید دوستان

نویسنده: فن چینیان

در ادامه صحبتها باید بگم که من قبول دارم در مبارزه یوئه مقابل زومین قبل از آخرین حمله که باعث کور شدن زومین شد یک بار یوئه با ظرافت و مخفیانه از کنگ‌فوی شمشیرزنی استفاده کرد در دقیقه 38:34 دوبله قسمت 34 که خیلی با ظرافت بود.

در مورد اون گروه شیطانی در معبد یاوان ( هفت خانوار ) باید بگم که اگر به خاطر همراهانش نبود شک نداشته باشید که یوئه به همین راحتی تسلیم نمی‌شد در حالی که در آنجا هم خوب مبارزه کرد. ضمنا نباید از مبارزه اش در برابر ( چن و فن از گروه خوآشان رزمی، و یوتانخای ) چشم پوشی کرد.

من معتقدم که لیمپین خیلی بد از روش کوی خوآبادین استفاده می‌کرد و تجربه به کارگیری این نوع کنگ‌فوی قدرتمند را نداشت و برای همین خوب نمی‌توانست از خود حراست کند. و در مورد یوئه باید بگم اون خیلی زیرک و با تجربه بود ولی نظر من به شخصه در مورد قویترین شخص کسی نیست جز دون فان بوبای...از نظر من حتی اگر لینخو در قسمت آخر قرار بود با دون فان بوبای مبارزه کند باز هم حریف او نمی‌شد...

دون فان بوبای با دست خالی و فقط با استفاده از بخشی از کتاب فن شمشیر زنی با چهار نفر که حداقل دونفرشان استاد بودند نشان داد چه کنگفوکاری است و دیدیم که بارها و بارها به رن و لینخو ضربه وارد کرد که از نظر من اگر هر بار یکی از ان ضربات را با شمشیر وارد می آورد قطعا چیزی از این دو باقی نمی ماند. و به راستی کسی که کنگ‌فوی کوی خوی آبادین را به طور کامل بیاموزد نفر اول هنرهای رزمی می‌شود.

 

جواب یکی از دوستان به سوال بالا

نویسنده: علی ذاکری

جواب آقا مهدی(فنچینیان) : در مبارزه ی بین یوتان خای و لیمپین در مقر زومین. لینخو و ین ین وقتی که مبارزه تمام شد حدسشان را کامل کردند. همین طور در مبارزه بین یوئه و زومین هم در آخر حدسشان را کامل کردند ولی مبارزه ی بین یوئه و زومین قدری طول کشید.

دوم، کسی در اول فکر نمی کرد که یوئه کنگفوی پیشرفته بلد است بخصوص لینخو و ین ین که یوئه را می شناختند و از ذهنیت مثبت او آگاهی داشتند ولی چه کنیم که شیطان کار خودش را می کند و کاری به خوب و بد ندارد. بحث را فراموش نکنیم. بعد از اینکه دیدند یوئه این روش را بلد است و این ذهنیت برای آنها پیش آمد که کس دیگری نیز می تواند آن کنگفوی شیطانی را بلد باشد. پس لیمپین سریع تر شناخته شد.

و جواب دیگر برای شما در مورد استفاده کردن یوئه از این روش این است که:

در اول یوئه چون رزمیکار متوسطی بود گروه های هم حد خود را برای گفتگو دعوت می کرد و هیچ گاه زومین یا فان جان را دعوت نمی کرد و در بین گروه های متوسط لقب آقای شمشیر را به او داده بودند در مقایسه با گروه های هم حدی مثل گروه یوتان خای حرفی برای گفتن داشت.

چهارم، اگر دقت کنید در مبارزه ی بین یوئه و زومین وقتی در بالای (مثل اینکه گنبد بود) مبارزه می کردند هر دو با کف دست نیروی درونیشان را باهم محک زدند اگر دقت می کردید دست یوئه تقریبا قرمز رنگ شد و این همین کنگ‌فوی پیشرفته بود که آن را در مقابل رن هم به کار برده بود.

یوئه حتی حریف نصف گروه شیطانی سیاه پوش نشد که لینخو به دادش رسید ولی زومین آن گروه را فراهم آورده بود.

آیا زومین نمی توانست به بخش کوچکی از گروه خود غلبه کند. در حالی که با گروه خود تمرین میکرد و آنها را شکست می داد.

دوباره الزام است به آقا مهدی (فن چین یان)بگم که:در سریال مشهود بود که یوئه، خانم را خیلی دوست داشت و حتی بعد از یاد گرفتن کنگ‌فوی پیشرفته هم او را نکشت. بعد از اینکه گروه شیطانی سیاه پوش شمشیر را روی گردن یوئه گذاشتند که یوئه حتی نتوانست حرکتی انجام دهد فرد دیگری رفت که به خانم تجاوز کند. مگه یوئه، خانم را خیلی دوست نداشت. پس حتما نمی توانست این کار را بکند که بالاخره لینخو آمد.

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 23:7 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

جواب یکی از دوستان به نام فن چین یان به سوال بخش قبل

جواب: علي زاکري

من ابهامات را خواندم و براي همشون توجيه دارم اميدوارم کافي باشه:

اول در مورد اون ليمپين جي و يوئه بوچون

خوب اين دو شاگرد و استاد بودند و واضحه که استاد در مبارزات تجربه بيشتري دارد.

ليمپين جي فقط از کنگفوي فن شمشيرزني پشرفته بهره ميبرد و خيلي هم مغرور بود  ولي يوئه با تجربه 40 ساله و انواع کنگفوهاي مختلف که بلد بود به علاوه کتاب مذکور مبارزه مي‌کرد و در جامعه جنگجويان لغب آقاي شمشير را از آن خود کرده بود. و همين عامل باعث برتري او نسبت به شاگردش در مبارزات را داشت.

دوم در مورد دون فان و ليمپين

خوب از نظر من کنگفوي دون فان بوبي را نبايد با ساير کنگفوکاران سريال مقايسه کرد به 2 دليل.

يکي اينکه دون فان بوبي 12 سال در باغ مخصوص خود به طور کامل و عالي کوي خوي بادين را ياد گرفته بود و با اين وجود هيچ غروري براي حمله به ساير گروهها و ديگران نداشت در يک کلمه جاه طلب نبود.

دوم اينکه او هم مثل يوئه کنگفو هاي ديگر بجز کوي خوي بادين بلد بود.

سوم در مورد علت سخت تر بودن مبارزه براي يوئه

خودتون به سئوال جواب داديد...يوئه بوچون اصلأ در مبارزه با زومين از کنگفوي کتاب فن شمشير زني استفاده نکرد...از نظر من اصلأ فکر نميکرد که براي مبارزه با زومين احتياجي به آن باشد ولي در طول مبارزه وديدن کنگفوي عجيب زومين او را نگران کرد و وقتي ديد چاره اي ندارد از کنگفوي کتاب استفاده کرد که زومين را بدجوري غافلگير کرد و شايد اگر زومين از ابتدا اين را ميدانست مبارزه براي يوئه سختر ميشد...اين در حالي است که در مبارزه يوئه با رن ...از ابتدا و با تمام قدرت يوئه به رن حمله ميکرد و به همين دليل باورش براي برخي از دوستان سخت است که يوئه چطور در قسمت آخر اينقدر قدرتمند ظاهر شده...

 البته من ( شنگو ) هم اضافه کنم که در قسمت آخر زیادی یوعه را بزرگ کردند. اون اصلا در حد این حرفها نبود مخصوصا وقتی رن آتشدان سنگی را روی او انداخت. چطور یوعه با وجود برخورد یک آتشدان سنگی بیش از صد کیلویی هیچ آسیبی ندید.

 

دو مطلب جدید و خواندنی

نویسنده: مهدی

از نظر من یکی از زیباترین قسمت ها قسمت 17 سریال بود اونجایی که ین ین خودشو خانم بزرگ معرفی میکنه و همراه لینخو به یک کافه می رسند و فان شان ( معاون فان جان ) در بالای کافه با ین ین مبارزه میکنه و به بیرون پرت میشه و میگه میدونی این کیه که تو داری ازش حمایت میکنی اون در راس گروه شیطانیه و لینخو می گه برام مهم نیست و لینخو هم با فان شان مبارزه میکنه و هر دو آسیب می بینن هم لینخو هم ین ین، و استاد فان شان به احترام استاد فن چین یان یه حب شفا بخش به لینخو میده ولی لینخو اونو میبره به ین ین میده و میگه درو باز کن تا من تو رو ببینم لحظه دیده شدن ین ین خیلی جالب بود چون اون اینقدر لینخو رو دوست داشت که بعد از رفتن اون تمام وسایل کافه رو شکست و به گریه افتاد.

( درود بر تو باز هم بنویس )

 

نویسنده: علی زاکری

ديديم كه فانجان رن وشين را به مبارزه دعوت كرد. در لحظات اوليه ي مبارزه هر دو مساوي بودند (در ضربات دست و پا). ولي وقتي موقع محك نيروي دروني رسيد رن وشين سر تر بود و دست هاي فان جان را خم كرد. وقتي فان جان رن را به طرف بالا پرتاب كرد، رن وشين به طرف يوخن تان حمله ور شد (چون يوخن تان قبل از مبارزه ي رن با فان جان به رن بد دهني كرده بود. )

و چون همه در معبد شائولين بودند فان جان نمي خواست خوني ريخته شود، به سختي پاهاي رن را گرفت تا مانع كار او شود و رن در همين هنگام از فرصت استفاده كرد و ضربه اي كاري را به فان جان زد و وقتي مي خواست ضربه ي نهايي را بزند فان جان به سختي دفاع كرد. بار ديگر از كنگ فوي مخصوص استفاده كرد، در اين موقع مشهود بود كه فان جان كمي پيشروي كرد و دست رن را به عقب برد ولي در نتيجه رن وشين از لحاظ نيروي دروني فايق آمد و فان جان با زحمت تمام دست رن را گرفت و تا كرد و به علت اينكه نيرو ي زيادي در ميان وجود داشت هر دو به كنار پرت شدند و فان جان توانست كمي شكست خوردن نسبي خود را ماسمالي كند.

درست زماني كه رن وشين به فان جان فكر مي كرد زومين به رن حمله كرد تا او را غافل گير كند ولي رن دفاع كرد. مبارزه ي بدون صلاح براي زومين در دقايق اول گران تمام شد و رن يك ضربه به پشت و يك ضربه به صورت او زد. و در قياس نيروي دروني نيز رن بر زومين فايق آمد و چون زومين را ضعيف ديد و از نيروي سرد خارق العاده ي زومين بي خبر بود ضربه زومين را بر جان خريد و به طور نسبي شكست خورد والا مي توانست زومين را شكست دهد.

بقيه را نيز جناب شنگو توضيح داده است.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 18:54 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

نظرات خوانندگان در مورد: افسانه شجاعان

 

نویسنده:علی زاکری

با توجه به اينكه اين سريال بسيار جذاب بود ولي در بعضي جاها گنگ بود.مثلا چطوري موگافن توانست پاي ليمپين را گاز بگيرد در حالي كه در شرايط مشابه وقتي رن بوشين شمشير را به طرف يوئه پرتاب كرد يوئه توانست با نيرويي آن را كنترل كند.

يا وقتي رن،لينخو،ين ين و شیان همگي يك باره به طرف دون فان حمله كردند (وقتي كه دون‌فان كلافي را به دور خود بافته بود) با توليد نيرويي اجازه نداد كه به او نزديك شوند، در حالي كه ليمپين نتوانست.
در مبارزه ي بين رن و زومين با توجه به اينكه در همان دقايق نخستين كنگفوي زومين كارساز به نظر نمي رسيد و چند ضربه خورد ولي رن به علت مغرو رشدن به كنگفوي مخصوص خود (شين شين دافا) در عين غافلگيري با نيروي سرد عجيب زومين (خاژيينبسي) مواجه شد و مبارزه تقريبا مساوي شد. پس استنباط ميشود كه رن از زومين قوي تر بود.

ولي درحالي كه شكست دادن زومين براي يوئه سخت تر ازشكست دادن رن براي يوئه بودو يوئه در لحظات آخر ناچار شد از سوزن استفاده كند و خود را لو داد. (چون استاد ايلين را يوئه كشته بود.)

 

شما هم نظرات و پاسخ خود را در مورد سوالات این خواننده بنویسید تا ما در بخش تالار افسانه شجاعان نمایش دهیم. اگر نقد، بررسی و یا سوالی دیگری نیز در مورد افسانه شجاعان دارید برای ما ارسال کنید.

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 18:41 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

  نظرات خوانندگان در مورد  مبارزه رن بوشین با زومین جو

نویسنده: فنچینیان

باید بگم که خیلی با حال بود مطالب آخرت و بخصوص استادان برتر.

البته نظر شخصی من در مورد مبارزه رن این بود که او تنها مشکلش عدم تمرکز کامل هنگام مبارزه بود که بارها و بارها در سریال مشهود بود و در ضمن همین عامل باعث مرگش شد...

 

نویسنده: مهدی

من با نظر شما کاملا موافقم شاید زومین نیروش خیلی بیشتر از یوئه هم بود ولی یوئه با نامردی زومین رو کشت ولی لینخو در آخر سریال چه قدرتی پیدا میکنه کونگ فوی پیشرفته، شمشیر زنی ویژه، کتاب معبد شائولین دوست داشتم وقتی لینخو کتاب معبد شائولین را مطالعه میکنه با دون فان مبازه کنه من میگم در اون صورت نیروی لینخو بیشتره .ولی یه چیز هنوز برام سواله بعد از اینکه رن وشین و لینخو دون فان رو کشتند چرا رییس گروه شیطانی رن وشین کتاب کوی خویی بادین رو نخوند و میگفت این کتاب شیطانیه چطور دون فان، رن وشین رییس گروه را در زندان انداخته بود دون فان قبل از اینکه کتاب رو بخونه نیروی چندانی نداشته ممنون میشم در این مورد نظر سنجی کنید

 

نویسنده: علی زاکری

با عرض احترام اينجانب به همه ي اساتيد.

در زمان رياست رن وشين بر گروه شيطاني دون فان عضو گروه شيطاني(شاگرد رن)بود.و وقتي كوئي خوا بادين را پيدا كرد قدرتش از رن وشين بيشتر شد(البته نه نيروي دروني، بلكه ظرافت مخصوص در كنگ فوي ويژه يا همان كوئي خوابادين)و توانست رن وشين را شكست دهد ولي به خاطر مراعات حال استاد او را نكشت بلكه زنداني كرد.

دليل اينكه رن وشين اين كتاب شيطاني را نخوند اين بود كه وقتي رن آن نوشته را گرفت متوجه نوشته اي شد كه نوشته بود كه هر كس اين روش را ياد گرفت نبايد ازدواج كند.يعني ياد گرفتن اين روش باعث از بين رفتن خصلت هاي مردانه مي شود.به همين دليل با خنده آن كتاب را پاره كرد.و اين دليل جدايي خانم از يوئه و كشته شدن شانار توسط ليمپين بود. و همچنين برادر دون فان كاملا يك زن شده بود.

البته اين قابل عرض است كه نيروي دروني رن ووشين نظير نداشت و همه را غافل گير مي كرد .

 

واقعا از نظر خوانندگان لذت بردیم. در قسمت دوم سعی می کنیم به مقداری از سوالات مطرح شده و همچنین به سایر استادان بپردازیم. منتظر نظر سایر دوستان نیز هستیم هر چند کوتاه. با تشکر

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 23:1 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

 

مبارزه رن بوشین با زومین جو

 

قسمت اول: از سری نقدهای کونگ فوی برتر اساتید بزرگ در افسانه شجاعان

رن اولین مبارزه را با فان جان انجام داد و در این زمان زومین مبارزه او را مشاهده می کرد تا شاید نقطه ضعف یا راهی برای غلبه بر او پیدا کند. بعد از تمام شدن مبارزه با فان جان زومین جو بلافاصله به رن حمله کرد تا شاید با غافلگیری بتواند بر او پیروز شود و در ضمن اجازه استراحت نیز به او نداد. زومین تازه نفس بود در حالیکه رن مقداری از نیروی خودش را در مبارزه با فان جان از دست داده بود. نکته ای که در سریال افسانه عقابها نیز به آن اشاره شد.

پس تا این لحظه زومین یک امتیاز داشت و آن تازه نفس بودن است. مبارز شروع شد در ابتدا رن چند ضربه به زومین زد اما به دلیل سرعت بالا و مهارت هر دو طرف ضربات معمولی بودند و کاری نبودند. در ابتدا رن حمله می کرد و زومین سعی می کرد تا خودش را از ضربات او دور کند و به روش فرار و دفاع می پرداخت. بالاخره رن دستان زومین را گرفت و از کونگ فوی ویژه استفاده کرد و یک ضربه به زومین زد. اما ....

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

می گویند هیچ وقت نباید دشمن را دست کم گرفت. رن با زدن اولین ضربه مغرور شد و شروع به خندیدن کرد و تمرکز خودش را از دست داد و فقط یک ضربه ابتدایی با آرنج به پشت زومین زد. اگر در این زمان، رن دومین ضربه کاری خودش را به زومین می زد، زومین به طور کامل شکست می خورد. رن و زومین پشتشان را به یکدیگر کرده بودند و در حالی که رن می خندید زومین یکی از تکه های یخ که حاصل از نیروی خودش بود برداشت و به طرف رن برگشت.

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

رن نیز برگشت در حالی که زومین سریعتر برگشت و در فکر حمله بود اما رن که فکر می کرد او دیگر کاری از دستش بر نمی آید با خونسردی برگشت و انتظار چنین حمله ای را از طرف او نداشت. اولین ضربه را زومین زد و بدن رن در اثر نیروی ضربه بی حس شد و مقدار زیادی از توانایی او را گرفت. رن نیز ضربه ای به زومین زد و باعث شد کمی خون از دهان او بیرون بیاید که نشان می داد زومین در اثر این ضربه دچار خون ریزی داخلی شده بود.

در اثر این دو ضربه هر دو به طرفی پرت شدند. اما ضربه زومین کاری تر بود و رن آسیب بیشتری دید. در این مبارزه رن از نظر قدرت برتر بود اما مغرور شد و زمان را از دست داد و در یک ثانیه ضربه ای خورد که نتیجه مبارزه را عوض کرد.

منتظر نظرات شما در مورد این مطلب و سایر مطالب هستیم.

 

 

 

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در یکشنبه 4 فروردین1387 و ساعت 23:20 | موضوع: تالار افسانه شجاعان

 

نظرات خوانندگان در مورد: نقدی از افسانه شجاعان

 

نویسنده: Wanderer Flutist

به نظر من یکی از کلیدی ترین مفاهیم داستان XAJH اینه که همه اعضای گروه های مختلف کاملا پیرو مسلک و اسم گروه نیستند و معیار شناخت اونا رو نباید اسم گروهشون دانست. شاید بتوان این موضوع رو در مورد فان جان هم گفت. اگر از عدم آگاهی کامل خودمان به فرهنگ دوره Xajh بگذریم اما باز می توانیم بگوئیم رفتار فان جان در این مورد همراه با زیاده روی مشکوکی بوده.

به نظرم خود نویسنده داستان هم قصد داشته بگه که در بین مدعیان و بزرگان هر دوره از تاریخ افرادی بوده اند که برای رسیدن به مقصود خود (که آن را کاملا صحیح می پندارند) حاضر به استفاده از امتیازات گروه یا فرقه خود هستند. آنچنان که فان جان از امتیاز راهب ارشد بودن و توانایی درمان لیخو برای دستگیر کردن شنگو استفاده می کند. یعنی حاضر به انجام هر کاری هست تا شنگو را اسیر و هدایت!! کند!!

 دست آخر هم فکر می کنم نویسنده داستان انتقام ین ین را از فان جان در مبارزه اش با رن بوشین می گیرد. صحنه جالبی بود. دو نکته جالب داشت. آنجا که فان جان می گوید که قصد دارد با رن بوشین مبارزه کند و اگر او برد رن بوشین باید 10 سال در معبد بماند و دنیا را در آرامش و صلح رها کند. یعنی فان جان به خیال خود نیت خیر دارد و می خواهد با مهار رن بوشین و اطرافیانش دنیا را در صلح نگه دارد.

 نکته دیگر برتری رن بوشین بر فان جان بود که به مطلب دیگری اشاره دارد. اینکه شخص پیروز کسی است که قدرت بیشتری دارد نه کسی که فقط خود را خوب و منجی صلح و اخلاق می داند. باید دانست که برتری و پیشرفت با عمل و کوشش حاصل می شود حتی تحت نام گروه شیطانی و اینکه ادعای برتری و صالح بودن تنها وبدون عمل و تلاش، چیزی جز ناتوانی در برابر هر قدرت دیگر در پی نخواهد داشت که عالم بی عمل مانند زنبور بی عسل است.

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در شنبه 1 دی1386 و ساعت 13:48 | موضوع: تالار افسانه شجاعان
 

نقدی از افسانه شجاعان

 

شما با خواندن این نقد می‌توانید به معیاری برای اندازه گیری عشق ین ین دست یابید.

استاد فان جان و معاونش ادعا می‌کردند که آدمهای خوبی هستند و دیگران همچون ین ین دارای رفتار و گناهان سنگین ........ اما آیا این درست است که ادم خودش را خوب ببیند و دیگران را بد؟

در ابتدای قسمت 17 سه نفر می‌خواستند با زور وارد حریم خانم بزرگ شوند اما خانم بزرگ که به آنها کاری نداشت پس چرا آنها می‌خواستند او را دستگیر کنند این آنها بودند که می‌خواستند به شنگو حمله کنند نه شنگو به آنها. ولی لینخو دو نفر از آنها را کشت اما آن سه نفر بودند که به لینخو حمله کردند و لینخو فقط از خودش و ناموسش دفاع کرد. در وسط این قسمت وقتی معاون استاد فان به رستوران آمد و معلوم شد که آن سه نفر به دست لینخو کشته شدند باز هم بر دستگیری شنگو پا فشاری می‌کرد. اگر او ادعای خوب بودن می‌کرد پس چطور می خواست یک خانم بیگناه را دستگیر کند.

در قسمت 18 وقتی لینخو با سه گروه مبارزه کرد و بعد از تمام شدن جنگ بیهوش شد، ین ین او را به معبد شائولین برد استاد فان جان لینخو را بستری کرد اما برای مداوای لینخو شرط سختی برای ین ین گذاشت او به ین ین گفت که تو باید 10 سال در معبد بمانی، این شرط خیلی ظالمانه‌ای بود.

وقتی فان جان دید که ین ین با تمام مشکلات لینخو را در حالی که بیهوش بود پشتش کرد و با زحمت بسیار به معبد آورد فهمید که او به لینخو بسیار علاقه مند است و وقتی که ین ین گفت او همسر آینده من است مطمئن‌تر شد و برای اسیر کردن او از همین نقطه ضعف استفاده کرد. وقتی که فان جان گفت که باید 10 سال در اینجا بمانی ین ین عصبانی شد و شمشیرش را برداشت ولی وقتی دید که جان لینخو در خطر است شمشیرش را گذاشت و ناراحت و اندوهگین به کنار پنجره رفت، ین ین قلبش شکست این را به وضوح در چهره او می‌توان دید ولی استاد فان جان با بی رحمی گفت اگر مشکل است، قبول نکنید. این آخرین تیر فان جان به قلب ین ین بود. فان جان با این جمله ین ین را در زیر منگنه قرار داد و وقتی که ین ین بعد از پنجره جلوی بودا می‌رود و برای سلامتی لینخو دعا می‌کند می‌توان این شکستگی ین ین را دید.

اما آیا ین ین می‌توانست قبول نکند، آیا او می‌توانست از جان لینخو بگذرد او به قدری لینخو را دوست داشت که در قسمت 17 وقتی لینخو مسافرخانه را ترک کرد از ناراحتی، از دست دادن او تمام وسایل آنجا را شکست.

در تصویر زیر اضطراب، نگرانی و بیقراری ین ین را می بینید هیچ کس نسبت به لینخو این چنین نگران نبود حتی خانم که 20 سال لینخو را بزرگ کرد و برای لینخو مادری کرد. آیا کسی با این نگرانی برای  لینخو می‌توانست از سلامتی لینخو بگذرد و شرط را قبول نکند.

Image hosted by allyoucanupload.com

او به ین ین گفت این جوان با شما چه نسبتی دارد و ین ین گفت همسر آینده من است. پس چرا برای نامزد شاگرد استاد فن چین یان چنین شرط سختی گذاشت. دختری به جوانی ین ین باید 10 سال از سالهای جوانی خود را در معبد بگذراند او در واقع ین ین را اسیر کرد. این کار فان جان خیلی بیرحمانه بود.

ین ین بعد از آن پیش لینخو، که بیهوش بود رفت و با او درد دل کرد. چون لینخو تنها کسی بود که می‌توانست با او درد دل کند و در آخر برای اینکه قلبش ارام گیرد سرش را روی سینه‌ی او می‌گذارد.

اما وقتی ین ین سرش را روی لینخو که بیهوش است می گذارد. می گوید من به خاطر تو حاظر شدم 10 سال در معبد بمانم ولی می‌ترسم وقتی که از اینجا بروم واقعا یک خانم بزرگ شده باشم ( این جمله سانسور شده بود )

  

Image hosted by allyoucanupload.com

وقتی لینخو به هوش آمد و سراغ ین ین را گرفت فان جان سکوت کرد و جواب نداد و به ین ین نیز نگفت که لینخو به هوش آمده. بعد از اینکه لینخو به هوش آمد 10 روز دیگر نیز در معبد ماند اما فان جان نه به لینخو گفت و نه به ین ین. او در واقع می‌خواست این دو را از هم جدا کند. بیرحمانه‌ترین کار این است که کسی بخواهد دو نفر را که تازه با هم نامزد شده‌اند را از هم جدا کند. و فان جان این کار را با بیرحمی تمام انجام داد.

ین ین هر روز برای لینخو دعا می‌کرد و بر روی زمین خط می‌کشید، او روزها را می‌شمرد، اما روزها چقدر دیر می‌گذشت هر ثانیه برای ین ین مثل یک روز و هر روز مثل یک سال می‌گذشت. ین ین 15 روز بود که لینخو را ندیده بود او اندوهگین و ناراحت بود و صورتش مثل یک گل پژمرده شده بود و مسئول این پژمردگی فان جان بود. مگر چه می‌شد که وقتی لینخو به هوش آمد ین ین را می‌برد تا لینخو را ببیند. مگر دیدن دو نامزد چه ضرری برای فان جان داشت. او در ظاهر خود را خوب جلوه می‌داد اما در باطن شیطانی بود.

این شمردن روزها توسط ین ین خیلی دشوار است چرا فان جان حتی یک بار نگذاشت ین ین لینخو را ببیند

تا به حال اینقدر ین ین را ناراحت و غم انگیز ندیده بودم.

قسمت 18 جذاب ترین قسمت بود و قسمت 19 یکی از غم انگیز ترین قسمتها در یک کلمه غم ین ین را وقتی که روی زمین خط می کشد و روزها را می شمرد می توان دید.

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

وقتی که لینخو معبد را ترک کرد فان جان چیزی به ین ین نگفت و همچنان ین ین را در معبد زندانی کرده بود وقتی که ین ین در روز شصتم کاسه صبرش لبریز شد و گفت می‌خواهم لینخو را ببینم او با خونسردی گفت مگر از شما خوب پذیرایی نمی‌شود؟!! تا به حال فکر کردید که دو ماه در یک مکان زندانی شوید ولی از شما خوب پذیرایی شود؟ این پذیرایی چه فایده‌ای دارد.

بعد از اینکه ین ین معبد را ترک کرد به گوشه رفت و در فراغ لینخو گریه می‌کرد او دو ماه فکر می کرد که لینخو در کنار اوست و دارد کونگ فوی ای جین جین یاد می‌گیرد او به این امید بود که لینخو را نمی‌بیند ولی هر دو در معبد هستند. ولی وقتی فهمید که لینخو در معبد نیست و  کیلومترها از او دور شده تنها در یک گوشه گریه می‌کرد برای همین بود که وقتی لینخو آزاد شد و استاد مو گفت چرا در این 15 روز که ین‌ین آزاد شده هیچ کس او را ندیده. چون ین ین از دوری لینخو دلش شکسته بود و دوست نداشت خلوت خودش را ترک کند او تمام آن روزها در خلوت خودش بود و به لینخو فکر می‌کرد تا اینکه خبر گروه هزار نفری به ریاست لینخو را شنید و در آن روز برای پیدا کردن لینخو دوباره پیدا شد.

در تصویر زیر من فان جان را مسئول اشکهای ین ین می‌دانم. فان جان فکر می‌کرد که فقط کسانی که آدم می‌کشند شیطانند ولی این کار بیرحمانه او با ین ین از کشتن صد نفر هم بدتر بود همه فکر می‌کنند که خودشان ادم خوبی هستند و دیگران بد اما کسانی که این طور فکر می‌کنند خود دچار اشتباهاتی می‌شوند.

Image hosted by allyoucanupload.com

 

لينک ثابت
نوشته شده توسط شنگو (مدیر) در پنجشنبه 29 آذر1386 و ساعت 23:55 | موضوع: تالار افسانه شجاعان

خوش آمديد

  POWERED BY BLOGFA.COM