خلاصه قسمت سی و ششم
برای دیدن خلاصه قسمتهای قبلی سریال افسانه عقابهای مبارز از منوی سمت راست بر روی گزینه افسانه عقابهای مبارز و یا از قسمت پیوندهای روزانه، قسمت مورد نظر را انتخاب کنید.
خلاصه قسمت سی و ششم
7 شاگرد گروه چوآنجن در یک مسافرخانه جمع شدند و منتظر چیزی بودند. یک فکر مرموزی در ذهن این 7 تا است.
فنگ هم با شاهزاده در یک مسافرخانه بود و وارد شدن 7 شاگرد چوآنجن را دیدند. فنگ: همه چیز برای نابودی این 7 نفر حاضر است. شاهزاده: 40 تا مار و 500 تا سرباز آماده هستند.
گوآجینگ وارد شهر شد و به رستوران شهر رفت. استاد چیو از قبل تدارکات لازم را فراهم کرده بود تا گوآجینگ و 6 استاد او را ببیند. گوآجینگ استاد چیو را دید. چیو: تو یک روز زودتر از موعد مقرر رسیدی. من اولین بار 18 سال پیش استادان تو را اینجا دیدم. البته استاد چیو دیگ بزرگ سه پایه را هم آورده بود. استاد چیو در حال حرف زدن و خاطره تعریف کردن بود که گوآجینگ زانو زد و گفت: 5 تا از استادان من دیگر زنده نیستند. به غیر از استاد ارشد، همه کشته شدند.
استاد چیو خیلی عصبانی شد و با یک ضربه دیگ بزرگ را شکست. چیو: چه کسی استادان تو را کشته. گوآجینگ می خواست حرف بزند که فوآنگ وارد مسافرخانه شد و گوآجینگ به او حمله کرد البته چیو و گوآجینگ در برابر فوآنگ عددی نبودند. استاد چیو هم گفت اگر جرات داری دنبال من بیا و او را پیش 6 نفر دیگر برد. مااو: ما شنیدیم که تو جو بوتون را کشتی؟ فوآنگ: جو مرده؟ چقدر مزخرف. در آن هنگام رییس که وارد شد. مااو: ما می خواهیم به فوآنگ یائوشی حمله کنیم. رییس که: من هم به شما کمک می کنم.
و بالاخره جنگ شروع شد. 7 نفر با شمشیر به فوآنگ که فقط یک نی داشت حمله کردند. آنها با شمشیر می جنگیدند و فوآنگ با نی. آنها حمله می کردند و فوآنگ آنها را به اطراف پرتاب می کرد. 7 شاگرد چوانجن به همین ترتیب کتک می خوردند که تصمیم گرفتند شیوه جنگیدن را عوض کنند و از روش 4 4 2 و 3 5 2 استفاده کردند و سرانجام از روش 8 7 9 استفاده کردند که در همه حالتها کتک خوردند البته هر دفعه که از سیستم قوی تری استفاده می کردند بیشتر کتک می خوردند.
بالاخره گوآجینگ خودش را به جنگ رساند که چیکونگ از بالای یک پشت بام یک ران مرغ به سر گوآجینگ زد و گفت: بیا بالا. چیکونگ در قسمت لژ خانوادگی مجردی نشسته بود و از دیدن مبارزه حسابی لذت می برد. چیکونگ به گوآجینگ گفت: به حرکات پدر زنت نگاه کن. گوآجینگ: من هم می خواهم بروم. چیکونگ که فکر کرد گوآجینگ می خواهد به فوآنگ کمک کند گفت: لازم نیست، پدر زنت از عهده آنها بر می آید ولی چرا استاد تو (که) به او همه می کند. چرا فوآنگ به آنها آسیب نمی زند. اگر او بخواهد می تواند در چند ثانیه آن 7 کشیش را بکشد.
چوآنرن هم به شاهزاده پیوست و تصمیم دارند انها هم یک کاری انجام بدهند. چوآنرن، فنگ را دید و می خواست با او رقابت کند برای همین با یک ضربه محکم وارد کشتی شد تا قدرتش را به رخ او بکشد. فنگ بلند شد و گفت: شنیدم تو می گویی که مهارت بالایی داری. چوآنرن: برادر دو قلوی من بدست گوآجینگ و رُنگ آر کشته شده. کشتی شاهزاده به طرف محل جنگ 7 نفر با فوآنگ حرکت کرد.
در موقع جنگ 7 نفر با فوآنگ گوآجینگ با تمام قدرت یک ضربه اژدها به فوآنگ زد و فوآنگ با دست او را گرفت و نیروی هر دو خنثی شد. فوآنگ می توانست مااو را بکشد اما او را رها کرد. مااو: از اینکه به من رحم کردی متشکرم ولی ما باید انتقام ارشد گروه را بگیریم. گوآجینگ: جو بوتون زنده است ولی من به خاطر انتقام 5 استادم می خواهم او را بکشم. فوآنگ که از موضوع خبر نداشت گفت: انها در جزیره مهمان من بودند چه کسی انها را کشته، رُنگ آر کجاست.
در آن هنگام رُنگ آر با قایق وارد شد و پیش پدرش رفت. رُنگ آر که از دست گوآجینگ ناراحت بود گفت: پدر، گوآجینگ در مورد شما اشتباه فکر می کرد و وقتی که شما نبودید برای من قلدری کرد؟!!!! فوآنگ هم گفت: او برای دختر عزیز من قلدری کرد و بعد خیلی سریع یک سیلی محکم به گوآجینگ زد. البته رُنگ آر خیلی دلش برای گوآجینگ سوخت. بعد گوآجینگ و استاد که گفتند به خاطر انتقام 5 دوستمان او را می کشیم.
آن دو نفر مشغول جنگیدن با فوآنگ شدند که 7 نفر هم که دنبال عدالت بودند ( دنبال دعوا بودند ) به فوآنگ حمله کردند. رُنگ آر با استاد که جنگید و با روش چوب چیکونگ یعنی به سگ ضربه می زند عصای استاد که را به داخل دریا انداخت. رُنگ آر جلوی گوآجینگ ایستاد و گفت: اگر می خواهی پدرم را بکشی، اول من را بکش که گوآجینگ او را به کنار هل داد و دوباره به پدرش حمله کرد. رُنگ آر از این کار گوآجینگ ناراحت شد و قلبش شکست.
آنها تا شب با یکدیگر می جنگیدند. نیمه شب فنگ به آنجا رسید و گفت: برادر فوآنگ بگذار به تو کمک کنم و بعد یکی از آنها را زد. گوآجینگ و فوآنگ هنوز در حال جنگیدن بودند. رُنگ آر به چیکونگ گفت: استاد جلوی آنها را بگیر. چیکونگ پایین آمد و گوآجینگ و رُنگ آر را به یک گوشه برد. چیکونگ به گوآجینگ گفت: تو با رُنگ آر مشکلی داری. گوآجینگ: این موضوع ربطی به رُنگ آر ندارد فوآنگ 5 تا از استادان من را کشته. چیکونگ: فوآنگ به او بگو که کار تو نبوده. فوآنگ که می خواست آنها را عصبانی کند گفت: من هر کس را که بخواهم می کشم.
صبح شاهزاده با کشتی به آنجا آمد. فنگ به چیکونگ و فوآنگ گفت: گروه چوآنجن به شما توهین کرد پس شما دخالت نکنید ما می خواهیم آنها را نابود کنیم. و بعد فنگ به 7 شاگرد چوآنجن حمله کرد. اما فرق مبارزه او با فوآنگ این است که، فوآنگ با ملاحظه با آنها می جنگید اما فنگ با ضربات کنترل نشده و به قصد کشتن می جنگید.
در آن هنگام گوآجینگ، شاهزاده ون ین خوآلی را دید و به او حمله کرد. البته 5 رزمیکار کله پوک هم بودند که در چند ثانیه گوآجینگ آنها را از میدان بیرون کرد و در آخرین لحظه چوآنرن وارد میدان شد و با گوآجینگ مشغول جنگیدن شد. یکی از آنها به ساحل رفت و می خواست رییس که را بکشد که رُنگ آر آمد و با چوب او را زد.
در آن هنگام سربازان به طرف آنها تیر اندازی کردند. تمام آنها به داخل جنگل فرار کردند. در راه رییس که گم شد و یک تیر به پایش خورد. رُنگ آر او را نجات داد ولی رییس که خیلی لجباز بود، برای همین رُنگ آر با یک ضربه دستهای او را بی حس کرد و او را از آنجا فراری داد.
چوآنرن به کنار ساحل آمد. جو از ترس مارها به بالای پشت بام رفته بود. جو از چوآنرن پرسید آیا اینجا مار هست. چوآنرن گفت خیلی زیاد.
رُنگ آر مدتی رییس که را برد اما رییس که زخمی بود و نمی توانست راه برود. رُنگ آر هم او را بی حس کرد و رفت. رییس که متوجه اشتباهش شده بود و فهمیده بود رُنگ آر دختر بدی نیست. او که فکر می کرد در حال مردن است رُنگ آر را صدا می کرد.
دیگه در این روزها پستی از کانگ می بارید. نیمی از کارهای حمله به عهده ی کانگ بود. گوآجینگ در جنگل به دنبال چیکونگ و استادش بود فنگ و کانگ او را محاصره کردند. کانگ بدن گوآجینگ را بی حس کرد. فنگ هم گفت: من او را به عهده تو می گذارم و رفت. کانگ: دو دفعه قبلی که من می خواستم تو را بکشم جان سالم بیرون بردی اما حالا چی؟
رُنگ آر دوتا سرباز اسیر کرد و آنها را آورد تا رییس که را حمل کنند. رُنگ آر یک برانکارد ساخت و رییس که را روی آن گذاشت و سربازان حملش می کردند.
با سلام. خلاصه قسمتهای سریال افسانه عقابهای مبارز حاصل حداقل 5 ساعت ترجمه میباشد. به دلیل اینکه این سریال از تلویزیون پخش نمیشود و شما نمیتوانید این سریال را ببینید، به همین دلیل ما سعی میکنیم تا جملات ترجمه کامل و دقیق باشد و به قسمتهای مهم داستان به طور کامل اشاره شود. با تشکر.